شباهت من و امیرپارسا

امیرپارسا یک عادت بدی که دارد... البته باعرض معذرت – باید خودکشی کنیم تا او را دستشویی ببریم... جیش بکن نیست که نیست...

  • بابا امیرجان جیش داری؟
  • نه
  • بابا پس چرا انقدر بالا ، پائین می پری؟ برو جیشت و بکن!
  • ندارم!
  • امیرآقا کلیه ات داغون میشه ها!
  • ندارم باباعلی!
  • باید ببریمت اونموقع دکترا! ... با سوزن جیشاتو بکشه بیرون!
  • ندارم باباعلی! جیش ندارم...
  • پس انقدر چرا ورجه وورجه می کنی ... مگه میشه یه نفر شب بخوابه صبح جیش نکنه؟
  • بابا جیش جیش جیش ... نه نه ندارم!

 

این تنها قسمت کوتاهی از کلنجارهای روزانه ما با امیرآقاست ... انقدر صبر می کند، انقدر جلوی خودش را می گیرد و کارهای مختلفی اعم از بالا و پائین پریدن، دویدن، حرفهای نامرتبط زدن انجام می دهد و همه فن و فنون و شگردها را بکار می بندد تا تنها یک دقیقه وقت با ارزشش را! به دستشویی اختصاص ندهد... و اینگونه ادامه پیدا می کند ، تا در نهایت با صدای ممتد آقا به خودمان می آییم ...وای جیشم ... وای جیش ... خیلی جیش ... جیش گنده ... داره می ریزه ... ریخت ... بدو ... بیا ...

و بدین ترتیب با عجله و بدون فوت وقت و اورژانسی ... آقا و اینجانب و یا با مادر محترمشان، سر و دست شکنان وارد دستشویی می شویم، بالا یا پائین نکشیده جیشش معمولا در می رود ...

این روایت همیشگی روزانه ما و پدیده ای بنام جیش کردن حضرت آقاست ...

از من نشنیده بگیرید ... یاد کارهای خودمم می افتم ... یکجورایی من و امیر به هم شباهت داریم ... آنهم در انجام کارهای دقیقه نودی ...

اینجانب نیز کارهایم را معمولاً دقیقاً نود انجام می دهم... یعنی زمانیکه دیگر چاره ای برای به تعویق انداختن آن امور ندارم... شب تا صبح زمان تحویل پروژه یا امتحان درسی یا جشنواره فیلمی که باید در آن شرکت کنم، با زجر بسیار بیدارم تا کارها را به وقتش و در آخرین دقایق اداری به صاحبانشان برسانم ...

بله به این ترتیب است که ژن و ژن بازی آغاز می شود ...

عجب تقدیری و عجب حسن تشابهاتی! میان یک پدر و یک پسر!

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reza

جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید: به قول آقا رضا مارمولک: کاش... دست و بال ما را نبسته بود! 1) بابک زنجانی 2) فدراسیون 3) گرانی 4) اسلام

reza

پرویز پرستوئی در نقش "رضا" ملقب یه "رضا مارمولک" در فیلم "مارمولک" به کارگردانی، کمال تبریزی

reza

نظر "سورنا" قابل توجه است: مطلب شما ساعت 10:59 می باشد و نظر اون 10:49 است!!! سورنا از ذهن شما خبر داره؟؟؟

خزایی

سلام خوب بچه دوست داره از وقتش نهایت استفاده رو ببره[زبان] شما می توانید این کار و مثل بازی کردن در برنامه کارهاش جوری قرار دهید که خودش متوجه نشه... کم کم بهش عادت می کنه و این مسئله حل می شه... خوش بگذره[پلک]

اکرم

هم دقبقه نود امیرپارسارو دیدم و هم دقیقه نودای باباشو که البته برادر من ،در مقایسه با هم دقیقه نوادای شما خیلی پر استرس و نفسگیره در این میان بنده خدا خانم برادر ما با این پدر و پسره....[زودباش][کلافه]

شور زندگی

این فقط عادت بچه ها نیست که واسه دستشویی رفتن تنبلی میکنن . من یه دوستی دارم که بیست و اندی سالشه و خیلی از دستشویی رفتن بدش میاد بگونه ای که یه از صبح تا شب مقاومت میکنه و چشماش میشه آکواریوم ولی هر 24 ساعت یکبار تسلیم این پدیده میشه. شمام یه کاری کنین تا امیرپارسا بچه س این مشکلشو رفع کنید نشه مثل این دوست ما که کل روز رو به فکر مقومت کردنه [خنده]

شور زندگی

تصحیح میکنم [نیشخند] منم باید تا زوده یه فکری برا سوادم بکنم که دیگه مقاومت رو مقومت ننویسم [نیشخند]

سودی

فکر کنم بچه ها تو این سن همشون اینطورین.ما که جدیدا وقتی میبینیم نمیره من میگم یک مسابقه کی زودتر میره دستشویی و همسر جان باید بدود سمت توالت که سروش هم ترغیب میشه و میخواد اول بشه. یا اینکه واسش با مقوا یک شکلی درست کنین مثلا قلب بعد یک برچسب های ستاره ای بخرین و هر وقت به موقع دستشویی رفت یا کار خوبی کرد واسش یک ستاره بچسبونین و بهش بگین هر ردیفی که پر بشه یک جایزه بهش میدین و بعد از این مرحله هر بار که دیر رفت یکی از ستاره هاش رو هم کم کنین .من از این روش هم استفاده میکنم

به نظر بنده مشكل اميرپارسا بخودي خود در آينده حل خواهد شد چي؟چطور؟!خوب معلومه ايشان در إينده به جهت يافتن افكار سازنده وكارگشا حتي بدون اضطرار به مكان مراجعه نمايند لذا شما بدون هيچ نگراني يك فكري به حال خودت بكن.

عباس

ببخشيد مطلب قبلي در مورد شما يك فكري به حال خودت بكن از جانب من بود.