اعتقاد داشته باش به هرچه میخواهی!

نکته اول ...

یادم می آید چندین سال قبل "پروفسور توفیق موسیوند" مخترع اولین قلب مصنوعی جهان در تعطیلات کریسمس به ایران مراجعت نموده بود ... ایشان در بخش ویژه خبری 22:30 حاضر و توضیحاتی را پیرامون این یافته مهم علمی اش ارائه داد ...

در پایان بخش خبری مذکور - جناب آقای حیدری - مجری خبر از ایشان خواستند تا توصیه ای به عموم مردم ایران متذکر شود... ایشان با یک جمله بحثش را پایان داد...

پروفسور توفیق موسیوند گفت : اعتقاد داشته باشید ... به هرچه میخواهید داشته باشید...

 

نکته دوم ...

مشغول نگارش فیلمنامه ای بنام "کرامت" بودم... در احوالات برخی امامزادگان تحقیق می کردم ... در تحقیق سندصحت برخی از آنان به نتایج جالبی رسیدم ... در سالهای اخیر برخی از امامزادگان را سازمان اوقاف ایران ردهویت کرده و بدون ریشه و سند تاریخی خوانده بود... نکته جالب در این نکته است که بدانید، این امامزادگان در طول زمان توسط اهالی و زائرین ثبت کرامت نیز داشته اند ... یعنی به قولی قبری که درون آن میتی نخوابیده، شفا می داده است! ...

 

نکته سوم ...

تفحصی می کردم در دفاتر ثبت کرامات حرمین مقدس ... نکته جالبی که به صورت مثال در دفاتر آستانه قدس رضوی یا دفاتر کرامات حضرت معصومه (س) مشاهده کردم ... ثبت کرامات بسیاری از افراد غیربومی در مقایسه با ساکنین شهر میزبان آن امام یا امامزاده بود ... معمولاً افرادی حاجت روا گشته بودند که از راههای دور خود را به این حرمین رسانیده بودند تا مجاوران و همشهریان ...

 

با در نظر گرفتن سه نکته فوق ... نکته ای که در راز شفابخشی متافیزیکی انسانها نهفته است، اعتقاد است ... اعتقاد به یک نیروی فرامادی ... هرچه که این ایمان قویتر باشد، نتیجه گیری و حصول کرامت نزدیکتر و میسرتر خواهدبود ...

تصور کنید چکی را برای مورخه خاصی دریافت نموده اید ... پاس شدن این چک به مثابه مرگ و زندگی شماست ... فرض بفرمایید اگر این مبلغ وصول نشود تمام خانه و زندگیتان را از دست خواهید داد ... بدین ترتیب به صاحب چک بارها قبل از سررسید آن، گوشزد خواهید کرد ... اما پدر یا برادر یا دوستی دارید که به شما دلگرمی می دهد که در صورت بروز مشکل در پاس شدن چکها کمک کارتان خواهندبود...

آیا همین پشتوانه از میزان شدت و حدت شما در مجاب کردن فرد بدهکار برای وصول چک نمی کاهد؟

زمانی اراده انسان موثر خواهد افتاد که وی حاجتش را ناامیدانه طلب نماید.. آیا برای انسانی که پزشکان او را جواب کرده اند ... کیفیت خواست و اراده اش در حصول به نتیجه با کسی که هنوز امید زمینی به شفای خود دارد یکی خواهدبود؟

چه چیزی منجر به حاجت روایی شخصی و دست خالی برگشتن دیگری از سوی خداوند خواهد شد ؟ ... آری ... هیچ چیز تغییر نکرده است جز ایمان و اعتقاد و قدرت فکر و سماجت دعاکننده ... کسی که از همه دربها رانده شده باشد، تمام تمرکزش را برای حصول به نتیجه بر آخرین گزینه در دسترسش معطوف خواهدنمود...

این ذهن و خواست و قدرت تمرکزش می باشد که راه او را برای دست یافتن به نتیجه موردنظرش هموار خواهدساخت ... خواست و اعتقاد آدمی تنها فاکتوری خواهدبود که سینگنال های موثری را برای حصول وی به نتیجه دلخواهش در فضا ساطع می گرداند و منجر به جذب انرژی های کائناتی در برآوردن خواست و اراده فرد دعاکننده می شود... هرچه قدرت سینگنال بیشتر شانس دست یافتن به نتیجه بیشتر ... بدین جهت دعا درلحظات دل شکستگی تاثیر بیشتری نسبت به زمانهای دیگر داشته و کیفیات خاصی در آداب دعا از این روی توصیه شده است...

کسی که فرسنگها و صدها کیلومتر را با برای دست یافتن به خواسته اش پیاده روی می کند ... فی المثل به یک حرم شریف خود را می رساند... با کسی که با هواپیما یا ماشین به همانجا مشرف می شود تفاوت دارد ... نوع مرکب انتخابی فرد معمولا نشان از ایمان بالاتر او در رسیدن به خواسته اش دارد ... کسی که سختی بیشتری را به جان و دل خریداری می کند یک پیام از ذهنش ساطع می شود ... من اعتقاد بیشتری برای بدست آوردن حاجتم خواهم داشت ... تیغ و خارها و سنگهای گرم و سرد و سوزان همگی باعث صیقل دادن روح فرد برای ساطع کردن انرژی مطلوب به فضای پیرامونی اش برای حصول به خواسته اش خواهد داشت ... این به این معنا نیست که برای نیل به نتیجه حتما بایستی فرسنگها مسافت را پیاده روی کرد چه بسا آدمی که به درجه ای از عرفان نائل شده است که در کنج اتاقک خانه اش موفق به تامین خواسته اش خواهدشد ... چیزی که در سفر محقق می شود تمرکز گام به گام ذهن آدمی و نزدیک شدن به یک نقطه اوج در منحنی خواست و اراده وی و ارسال موثر سیگنال ذهنی اش در برقراری نیروهای کائناتی است ... هرچه راه سخت تر ، طلب اراده بیشتر ، اراده بیشتر ایمان بیشتر می خواهد و دعا خوراکش ایمان است ...

کسی که در مجاورت حرمی زندگی می کند معمولاً همسان کسی که صدها و هزاران کیلومتر راه پیموده است تا بدانجا برسد در حصول طلب و خواسته اش جدیت نخواهد داشت ...

چیزی که برای دست یافتن به یک خواسته مبرهن و روشن موثر بوده و توصیه های زیادی در متون مذهبی نیز بدان شده است ... قطع امید و دست کشیدن از مجاری مادی برطرف کننده حاجتهاست... این دعاکننده است که تنها بایستی از ذات واحدی حاجتش را طلبیده و تنها یکنفر را لایق و شایسته اجابت دعوی خود بداند ... بدین ترتیب حتی یک کور سویه امید موازی برای کسب نتیجه دلخواهش باعث عدم نتیجه گیری کاملش خواهدشد ...

این رمز دست یافتن به نتیجه برای یک دعاجوی موفق است..."اعتقاد و ایمان داشتن " به معنی وصل به یک منبع مطمئن ذهنی فرامادی که لطمه ناپذیر و خدشه ناپذیر بوده و توانائی متافیزیکی در دستگیری از یک انسان را دارا خواهدبود، می باشد...

اگر بپذیریم که خداوند یک ذات مشخص و ثابت در برابر تمامی مخلوقات است ... پس در خواهیم یافت علت حصول مختلف آدمها به نتایج مختلف تحت تاثیر تفاوت آنها در ایمان و اعتقادشان خواهدبود ... چه بسا ایمان داشتن به یک سنگ یا چوب انسان را در طلب خواسته اش موفقتر از شرک به دهها خدا خواهدگردانید ...

نکته ای که بیش از هرچیز در این مقطع اهمیت خواهدیافت روشن شدن تکلیف انسان با مبدا هستی است... خدایش کیست و صاحب چه ویژگی و ذاتی می باشد ... در تفسیر خداپرستان توحیدی ... خدایی که یکیست و دومی ندارد و لاشریک است در عرض او هیچ منبع صلاح و دستگیری دیگری را نمی توان متصور شد ... و از همین جاست که منبع و ماخذ ایمان قوی و موثر نشات خواهدگرفت ... خدای خدا پرستان تنها قدرت نزول رحمت و برکت در این جهان خواهدبود ... هیچکس جز او انسان را بلند و هیچ قدرتی غیر او ایشان را ساقط نخواهدکرد ... چنین ایمانی باعث آن خواهد شد که انسان تمامی قدرتهای مادی را به نفع اعتقاد والایش نادیده انگارد ... اینجاست که او به هرآنچه می اندیشد جامه حقیقت خواهدیافت ...

در این نوع تفکر ... ایمان به یک سنگ شرافتش به ایمان به دهها خدا بیشتر است ...

قل هو الله احد ... کسی که به خدای احد یا ذات و عصاره جهان اعتقاد داشته باشد و شریکی برایش نتراشد... هر از آنچه غیر اوست خود را بی نیاز و مستقل بداند دیگر چه نیازی به سیرفی الارض و چرخش و گردش در جهان دارد... او کسی است که توانایی آن را خواهد داشت، کنج اتاقکی بنشیند و به معراج سفرنماید ...

آری ... در این تفسیر از ایمان ... اعتقاد داشتن به سنگ یا چوب به لامذهبی شرافت دارد ... و از این جهت است که برخی توصیه می کنند ...

اعتقاد داشته باش به هرآنچه می خواهی داشته باش ...

/ 7 نظر / 51 بازدید
خاطره

قانون جذب همین اعتقاد زیباست .. [گل]

محسن الله وردي(مشتعل)

مثل هميشه زيبا[گل][گل] . ما شیعه ایم اما فقط در ثبت احوال! . . . به روزم منتظر نظر شما هستم[گل][لبخند] ياعلي

ulduz

سوال دارم! یعنی دارید می گید همه چیز بستگی به حس درونی اون آدم داره درسته؟ اعتقاد اون آدم ه که داره کار رو جلو میبره نه هیچ عامل بیرونی؟ هوم...

reza

با سلام با خواندن این موضوع ، به یاد مطلبی افتادم که برایم رخ داده بود، اما جواب منطقی و قانع کننده ، برای آن نیافته بودم ! و اکنون جواب آن را یافتم. آخرین باری که به قم مشرف شدم، سال 1385 خورشیدی بود و خداحافظی من از بارگاه حضرت معصومه طوری بود که من احساس کردم ، ممکن است من دیگر توفیق حضور در این بارگاه نورانی را نداشته باشم( این طوری به من القا شده بود!) و الان که صبحدم 27 ربیع الاول 1435 قمری است .... قدر لحظات اتصال .... را بدانیم و از آن به نحو شایسته بهره ببریم! دعا کنید برای عاقبت به خیر شدن تمامی انسانها، که گشایش اموراتمان ، به اعتقاد و نیات خالص ؛ بستگی دارد التماس دعا

عباس

ژوزف مورفي ميگه دختري هندي را ديدم كه براي گرفتن حاجت از خوردن پرهيز ميكرد درحاليكه انواع خوراكيها را نذر كرده ودر برابر مجسمه بودا قرار داده بود وآنقدر برروي زانوانش راه رفته بود كه خون از ان ميرفت مورفي ميگويد البته او حاجت خود را گرفت ولي نه از مجسمه وخرافاتي كه در ذهنش بود بلكه از نيروي درونش.در جايي خواندم كه اگر كسي بتواند 18 ثانيه برروي يك خواسته متمركز شود كاينات در جهت خواست او به تلاطم ميافتد واگر بتواند 68 ثانيه برروي آن متمركز شود كاينات خواسته او را فراهم ميكنند.به نظر من پرستش از موضوع خواسته هاي مادي فراتر ومقوله اي ديگر است كه در اينمورد پيامبران الهي بالاتفاق بشر را به يكتاپرستي دعوت كرده اند

اکرم

اغتقاد باید نتیجه تفکر و شناخت باشد وگرنه اعتقاد جاهلانه و کورکورانه بدترین لطمات را در همه زمانها به انسانها وارد کرده.

فرناز

اعتقاد من اینه که با خدا باش پادشاهی کن این جمله را همیشه با خودم تکرار می کنم و تمام مشکلات از سر راهم برداشته می شود