آنجا دیگر حرم امن الهی نیست...

اینجا حرم امن الهی!

طوفان که بیاید دیگر فرقی میان جزایر "پاتایای لختیها" و "کورن لادینها" و "مکه مکرمه" و "مدینه منوره" بادینها نمی گذارد...

طوفان که بیاید جاذبه ها تقلیل و دافعه ها تحکیم... سازه ها، کوچک و طبیعت بزرگ، انسانها الکن و حریم ها ناامن، زندگی ها بی ارزش، فله ای و گورها دسته جمعی، جانها بی عدد و آمار تلفات، عمومی خواهدشد...

می کند و می برد، هرآنچه برروی زمین سستش استوار کرده اند، دکه های فروش دین، بت کده های تزویر و دروغ... ساز و برگ های زاییده آدمهای بندانگشتی اش را..

اینجا حرم امن الهی!

کابلها، چراغها، دکلها، فن ها..منوره می کنند، تقدس می بخشند صحن و مناره و گلدسته و طاقدیسهایش را...

خلقی که حس بندگی خدا را خلق، ایمان آدمها را مهندسی و اعتقاداتشان را معامله می کنند...

راست می گردانند، صف می کنند، نوبت می زنند، رزرو می کنند ملاقات با جناب بت بزرگ، لات و منات و عزی... پول و شرف و آبرو می ستانند و خاطره ملاقات با خدا می سازند... سنگ می زنند از سرزمین شیطان بر شیطان ... تا مهیا شود آذوقه جنگ و نفاق و نسل کشی... سوخت سوختن زندگی آدمها ...

 

اینجا حرم امن الهی!

حالا چه فرقی می کند که کجا بلا بیاید... هزاران سال طوفانی از جنس شن و حال چیزی... سیلی که می شوید و برد آلودگیها... سیاهی معماری مهندسی شده مغز اقتصادی بشر شکم باره ... دکلهای اعتقاد ساز برافراشته بر مغز آدمی... ابابیلی که می تازد بر سپاه جهل و عداوت ابرهه... فرود می آورد نشانه هایش بر فرق ساده لوحان دین زده...

اینجا حرم امن الهی!

و این یک نشانه است ... نشانه برای او که بفهمد آسمان خدا یک رنگ دارد... بر فراز این زمین نه چندان پهناور، برگستره خاک آدمها...

تا پایان پذیرد جهل مستمر... گمراهی تاریخی "بانیان منار"... جرثقیل های ایمان ساز... کابلهای برق و "دکلهای نوری" معنویت ساز ... آنها که خدا را اینجا و آنجایی می کنند و مرغ همسایه شان را از ظن خویش غاز...

و این بتکده از ثروت بت هایش بمب می خرد، موشک استخراج می کند و نفاق برپا و خشونت برداشت...

آنجا دیگر حرم امن الهی نیست...

/ 0 نظر / 57 بازدید