آمارگیری میدانی پسرمن!

 امیرپارسا پس از مدتی سکوت گفت:

-          باباعلی اینها چرا بچه دوست ندارن؟

گفتم : کیا رو می گی باباجون؟

گفت: اونا

گفتم: چطور؟ شما از کجا می دونی بچه دوست ندارن؟

گفت: آخه، آخه...(آب دهانش را قورت داد) می دونی، می دونی... تو این سبدا بچه ندارن که!

منظور امیرجان سبد چرخدار فروشگاه موادغذایی بود، در حالیکه خود در یکی از آنها نشسته بود و در راهروهای پراز کالای فروشگاه گشت و گذار می کرد...

گفتم: خوب بابایی بچه هاشون خونست حتماً...

گفت: چرا؟

گفتم: خوب دیگه، چرا نداره!... (بنظر شما چی باید می گفتم؟)

(در حالیکه داشت با یک شامپو بچه گانه خرسی در درون سبد مواد غذایی بازی می کرد، گفت:)

-           یعنی تو خونه تهناس نی نیشون؟ چرا تهنا میزارن بچه شونو؟...

گفتم: نه بابا، حالا یه چیزی گفتم... نی نی کوچولوها رو که تو خونه تنها نمیزارن...

(و تیر آخر رو پس از لحظاتی انگار مچ من را گرفته باشد، آقاامیر رها کرد)

-          دیدی گفتم ... باباعلی دیدی... دیدی.. (آب دهانش رو باز هم قورت داد و انگاری یک کشف علمی کرده باشد)

دیدی گفتم مردم! بچه دوست ندارن! ... اگه تو خونه نیس، اینجا نیس پس کجاست؟

/ 28 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکرم

سلام برادر عزیزم میدونم سرت خیلی شلوغه موفق باشی

خاطره

دیگه فکر کنم غیبت صغری داره به کبری تبدیل می شه انشالله درگیری ها و شلوغی های زندگی تون پر از اتفاقات خوشایند باشه

فرناز

الاهی من فدات شم ب. لباي کوچولوست می‌کنم امیر پارسا جونم.اگه همه بچه ها مثل شما باشن که ديگه هيچي

Mr chapool

خب راست میگه دیگه[نیشخند]

کجایین؟؟؟؟ دکمه هستم!

hsn

کار ما افراط و یا تفریط است! اعتدال خوبه!

خاطره

می بینم که نیستید که نیستید ..

عباس

اميرجوووووون عززززيزم تو فكر كردي بچه هاي الان مثل زمان شماان با بابا ماماناشون باشن ديگه همشون از بدو تولد جلوجلو ميرن عزيزم يك نگا بكن تو قسمت پفك مفكا ببين اونجا نيستن يه نگايي بكن تو قسمت تبلت مپلتا شايد اونجا باشن آخه الان ديگه بابا مامانا بچه ها بيرون نميارن بچه ها اونارو ميارن بيرون

خاطره

سلام در لیست به روز شده ها وبلاگتان را دیدم. امیدوارم پست جدید بگذارید و حالتان خوش و روزگار بر وفق مراد باشد