اجاره نشین ها!

جنب کارخانه برادرمحترم، تالار پذیرایی چندستاره ای قراردارد که هم میزبان عزا و ماتم مردم است و هم موعد بزم و عروسی صاحبان طرب و شادی!...

وقتی از آن حوالی رد می شوی، روزی آدمها را سیاه پوش و مغموم خواهی دید و روزی اتوکشیده و سرخ و سفید و آبی! ... روزی با چهره های عبوس و نیشهای بسته نمادین و روزی دیگر با دهانهای باز و چشمان از حدقه در آمده شاد و باز نیز نمادین! ... روزی آوای ملکوتی حضرت عبدالباسط و روزی صدای گرم سرکارخانم هایده...

در پیاده روی منتهی به این تالار مجلل، زندگی و مرگ به صورت متناوب هردو جاریست ... بزم عیش و طرب و مرگ و ماتم هردو آمیخته به هم...

تالار پذیرایی جنب کارخانه برادر محترم، مکانی است با دو کاربری ناهمگون ... با آداب و دستورالعمل و سنن متفاوت... بدون اطلاع صاحبان دم غم و شادی ...

یک میزبان با دو میهمان!

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

باز هم یک مطلب بی ربط از این حقیر! اگر نتوني جلوي کار بد را بگيري؛ مثل ايني که خودت ؛ اون کار بد را انجام داده اي! قسمتی کوتاه از دیالوگ " دایی رامیز" در سریال به یاد ماندنی "ایزل" ساخت کشور ترکیه با بازی زیبای "کنان ایمیرزا اوغلو"و "بانش فالای"! "ایزل" در فارسی ، همان "ازل" است یعنی:" زمان بی آغاز"؛" ازلی"

رضا

عمر ما به اندازه فاصله بین اذان و نماز است! اذانی که در هنگام تولد به گوش نوزاد خوانده می شود و نمازی که به خاطر فوت شخص خوانده می شود(نماز میت) در هنگام تولد ، همه شادمان اما نوزاد گریان! در هنگام مرگ شخص میت! خوشحال، اما همه گریان! عجب هارمونی دارد این دنیای فانی! و زودگذر! مسافرخانه و کاروانسرا است این دنیا! توشه ای برداریم تا دیر نشده! چقدر زود ، دیر می شود! ... وای بر ما!!

رضا

"دنیا، مزرعه آخرت است" پس چرا "دنیا" در نهج البلاغه، این قدر نکوهش و مذمت شده است؟ آنچه که بد است و مورد مذمت و نکوهش ! دلبستگی به دنیا و تجملات آن و غرق شدن در آن و فراموشی "مرگ" است! گوئی که "مرگ" فقط برای دیگران است و ما ... "علی(ع) مظلوم همیشگی تاریخ بشریت است و نهج البلاغه اش ! مظلومتر از او! " سکوت و مظلومیت "علی" از چاهها و بیابانهای کوفه، به گوش می رسد!" آیا کسی هست که مرا یاری دهد؟" ما مدعیان دروغین شیعه "علی" هستیم! وای بر ما!!

رضا

"طرب" و شادی، غذای روح است! اما با مجلس فسق و فجور، تفاوت اساسی دارد! "عالم" محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنیم1 ای "نفس سرکش و لجام گسیخته ام!" قدری به خود آی! چرا آئینه دلم را "زنگار" و سیاهی گرفته است! این تالار پذیرائی مجلل( دنیا) همیشگی نیست و "سرابی" بیش نیست! چرا از خواب غفلت و .. بیدار نمی شوم؟ چرا؟ چرا موعظه در گوشم تاثیر ندارد! چرا به گفته هایم، عمل نمی کنم؟ چرا...

رضا

هر کلمه این متن زیبا، برای خودش کتابی وسیع است در دایره ی هستی! چه می توانم بگویم! زبانم الکن است! قلمم ناتوان است در نوشتن مطالب! بامداد دوشنبه 24 ربیع الثانی 1435 قمری از بامداد 15 شعبان 255 قمری تا این لحظه! صبرمان تمام شده! آقا به این حقیر سراپا گناهکار و عصیانگر، نیز نظری کن! ما هم دوستت داریم، به خدا دوستت داریم! فقط گناهانمان، پرده کشیده اند! بین ما و شما! تو را به مادر پهلو شکسته ات( آقا جان مرا ببخشید، جسارت بنده را ببخشید) ما را در نماز نیمه های شبت، دعا کن. دعایت مستجاب است در حق مردمان! درود و سلام خدا بر آخرین ذخیره الهی ، منتقم خون حسین(ع) ، عصاره انبیا و اوصیا ، پرچمدار عدالت علی(ع) و محقق کننده واقعی حکومت "مستضعفین بر روی ارض .

رضا

نوشته ات، ویران و خرابم کرده! داغونم! حیرانم! به دنبال "مقر" و "پناهگاهی" هستم که در آن با آرامش خیال، دمی استراحت کنم! اکثرا در خواب شیرین صبحگاهی اند! اما من بیدارم! متلاطم و ناآرام با امواج مغشوش! دهنم، خیال آرامش ندارد! می دانم کارم سخت است و اعمال نیکم، کم و گناهانم سنگین است! کفه ترازو، بدجوری به طرف سیئات، سنگینی کرده است!! می ترسم فرصت " توبه" نباشد! ....

رضا

دین به دنیا فروشان، چه خرند! یوسف بفروشند تا چه خرند! از گلستان "سعدی شیرازی"

رضا

یک میزبان با میلیونها میهمان! سر سفره اربابمان! و آقایمان ... نمک می خوریم و نمکدان می شکنیم! .........

رضا

من آخر طاقت ماندن، ندارم! خدایا، تاب جان کندن، ندارم! ...

اکرم

بسیاربسیار زیبا بود این پست و نامی که انتخاب شده بود بسیار با مسمی و کامنتهایی که دوستان عزیز گذاشته اند آنقدر زیبا بود که حرفی باقی نمی ماند جز[هورا][هورا][دست]