نامه ای به لیلی 1

"من و او" نوشتاری است که به شمارگان، خدمت دوستان عزیزم ارائه خواهدشد... "نظمی" که از این پس خواهید خواند از "او" و نثر بالای هرپست از "من" ...

با تشکر از دوست و همکار محترم "مهدی.ص " ... در نقش "او"...

 

 

من :

معشوقه های شهر من بوی هرجای گرفته اند ...

دیگر چرا "روی بسته" سوی من سینی چای گرفته اند؟!

 

و این حکایت لیلی های نوین عصر مترقی این شهرجنگ زده متمدن امروزی است ...

 

او :

لیلی بیا به شهر من تا صفا کنیم

پاشو بیا که شور تازه ای بپا کنیم

یک کم کرشمه بیا تا کنار هم

افسانه ی تازه ای را بنا کنیم!

عشَاقه های من بوی " نا " گرفته اند

فکری بیا به حال این بینوا کنیم

لیلی بیا به همه پشت کنیم

در راه عشق بیا همه چیز را فدا کنیم

تنها شدم وسط حرف های بی حساب

وقتی بیایی ببین که "چه ها" کنیم!

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکرم

آنروز که افریته های شهر جنگ زذه پا گرفته اند... این دختران پاک،شهر ما بوی نا گرفته اند....[افسوس][ناراحت]

پرنده ی مهاجر

مدرسه که می رفتیم تو درس ِ ادبیات فارسی یه بخشی داشتیم با مضمون ِ " معنی شعر " ...!!! حتی تو امتحانات هم ازش سوال مطرح میشد .. شاید معنی این نظم و نثر به ظاهر ساده بیاد ولی تو سر ِ گرد و کچل ِ من ایهام داره !! ...

فرناز

سلام دوباره می کنم اميدوارم غيبت من را در اين مدت موجه بدانید. واقعا تبريک ميگم به این همه ذوق و استعداد مخصوصا براي شعرهای زيباي خانم فاريابي .خواهر و بردار هر دو هنرمند هستند به شما افتخار می کنم

دکمه

راستش اینو اصفهان که بودم خوندم و حس می کنم نظر هم گذاشتم واسش... شایدم نذاشتم، به خاطر ِ "من"و "او"...

دکمه

آره خوبم. یاد نوشته هام افتادم...

دکمه

متوجه نشوم... آخه نوشته هام پر از "او" بود...

مهدی.ص (او)

با سلام به دوستان عزیز و دوست و سرور عزیز علی جان و اما از دید من در دنیایی با این هجمه ی بی مهری ها و دهان های باز و بی مقدار با دید منفی و از آنطرف شاید تحت فشارهای خارج از دست خود و تحت تحمیل ، اینکه هرجایی و هر کاری باشیم و باشند و ... آنچنان خارج از تصور نیست به امید اینکه در هر جایی "هرجایی" نباشیم M.s

شهاب

aghA VAGHTI MAN MIGAM AKHARE ESHGH ZAMINI NEJASATE HAME DOSTAN BANDERA MOREDE HAMLE GHARAR MIDAN BEFARMA

زیمنس

تنها شدم وسط حرف های بی حساب وقتی بیایی ببین که "چه ها" کنیم!