درود بر این گیمرهای قرتی...

امروز مشغول بازی با تبلت آقاامیرپارسا بودم... یک بازی جالب که البته نمونه بومی اش را شخصیت اندفعه کارتونی شده"کلاه قرمزی" برعهده دارد و البته بازی مورد اشاره ام این نسخه ارجینال فرنگی اش است به نام Subway Surfers...


بازی جالبیست... مرحله به مرحله ، لحظه به لحظه، هرچه زمان بازی می گذرد بایستی سرعت عمل و دقت بیشتری داشته باشی تا این "کودک فراری ایستگاه راه آهن" گرفتار پلیس تعقیب کننده و البته سمج خود نشود...

می دود، می پرد، سر می خورد، هرکار می کند تا گیم آور نشود، تاجائی که بعنوان پیش برنده او متعجب می شوی از توانائی در عکس العملهای آنی و بموقع و البته سریع خود...

چپ می روی، راست می روی ولی یکدفعه ...  ای وای! ... ببین به ناگاه بین دو قطار گیر کرده ای و فکر می کنی که ای بابا!... اینجا که غیر از این راه، گزینه دیگری نداشت برای فرار... ولی کمی تامل به تو می گوید که : نه! راهت را از کمی جلوتر براثر فهم نادرست از روال بازی بد انتخاب کرده ای! تا بدین جا به این بن بست گرفتاری!... از ادامه مسیرت وا مانده ای و جامانده ای...

امروز زمانیکه مشغول بازی با تبلت آقاامیرپارسا بودم به نتیجه ای جالب توجه دست یافتم...

جالب است که این بازی توست و عامداً به گونه ای طراحی شده  تا تو را در کام ناکامی مسلم قرار دهد، اما باز بن بست ندارد...

این توانائی ماست که در سیر مراحل باید تقویت شود، رشد کند تا ما را از مرحله ای به مرحله ای دیگر عبور دهد و این راز "انسانیت و کمال" است...

سازنده یک گیم، یک بازی رایانه ای هیچگاه بن بست نمی آفریند...

 یک گیمر به سازنده یک بازی ایمان دارد... اعتقاد دارد که برای هر مرحله از آن راهی در پیش پایش خواهدگذاشت، حتی اگر انتخابش دشوار باشد، راهی که زحمت طی طریقش او را محک زند، آزمایش کند، توانائی اش را به رخ همگان کشد، تمیز دهد از دیگران، دست چین کند برترین ها را، ستاره دهد مجاهدان آن را ...

این سازنده و خالق است، همان کسی که راه می آفریند و مسیر رهرو را دشوار می سازد تا قدرت وی را در سیرمراحل پیچیده و متعالی تر محک زند... و این قاعده بازی، روال زندگی است...

این قدرت تصمیم اشتباه، عکس العمل عجولانه و قدرت فکری پائین انسان، رهرو، گیمر، اویی که طی طریق می کند برای خود بن بست می آفریند، شکست می سازد، گیم آور می کند خودش را...

امروز راز یک بازی خوب در میدان زندگی را از قرارگرفتن در یک گیم به ظاهر بی ارزش فراگرفتم...

این زندگی با تمام فراز و نشیبهایش، با تمام پیچیدگیها و قواعد و قوانین دشوارش "بن بست" ندارد!...

خالق بزرگ بازی هستی ما برای هر مسیری دشوار، پیشرویمان "راه" ساخته است، آزمایشی از "آسان به دشوار" و البته بی بن بست که میزان پیشرفت و تفاوتمان با یکدیگر، بستگی به حال و احوال، توانائی ها، ظرفیت و نبوغمان خواهدداشت...

و این گیمرهای کوچک... در چشمان این آدمهای بعضاً نحیف چشم از کاسه در آمده "ایمان" جاریست...

ایمان به عقل برتری که هیچگاه گیمش را عبث و بیهوده نمی آفریند... ایمان به شعور مافوق شرایط یک بازی... قدرت مطلق طراحی یک عاقل برای ارتقاء به مرحله ای بالاتر از آنچه که در آن می دود، زندگی می کند...

درود بر ایمان گیمرهای قرتی... آنانی که شکست خود در مرحله ای از بازی را تنها در ضعف توانائی، عکس العمل و قدرت و تجربه و نبوغ عقلی خود جستجو می کنند تا نقص در طراحی طراح و مقدر و خالق گیم خود...

آنانی که دوباره بازی می کنند به امید راهی نو، به امید توانائی بیشتر، تجربه ای بهتر برای گذر از مرحله ای به مرحله بالاتر...

/ 10 نظر / 28 بازدید
خدایا شکرت

بی نظیر بود، مثل همیشه.[گل] رسیدن به خیر، جاتون خیلی خالی بود در دنیای مجازی. خداوند انشاا... شما رو برای خانواده ی عزیزتون، و بعد برای ما حفظ کنه.[گل]

ulduz

مشکل اینه که بازی زندگی دوباره ای نداره![ناراحت] از بچه گی از بازی های کامپیوتری متنفر بودم[عصبانی]

دکمه

سازنده یک گیم، یک بازی رایانه ای هیچگاه بن بست نمی آفریند... اوهوم موافقم شدید... عالی بود عالــــــــــــــــــــــــــــــــــی مثل همیشه. [گل][گل][گل]

parisa

جالب بود یک بازی... یک زندگی... ولی مقایسه شان؟! یک بازی را میشود زندگی کرد اما زندگی را نمیشود بازی کرد چرا که گیم اور زندگی مرگ است نه شروع دوباره... ولی درکل پست قشنگی بود :)

پرنده مهاجر

عجب!...

ویولون

لبخند بزن به زندگی...! لبخند بزن به نسیمی که مدام نوازشت می کند . و به بلبلانی که با حس وشوقی وصف ناپذیر برایت ترانه ای عاشقانه سر می دهند. لبخند بزن به دیروزی که خوش بود و به امروزی که زیباست و به فردایی که رویایی خواهد بود. لبخند بزن به آسمانی که برای لطافت زمین زیر پایش، اشک شوق جاری می سازد. لبخند بزن به شقایق ها، نیلوفر های آبی و نرگس ها….. لبخند بزن به تمام گلهای عالم که از زمینی سخت می رویند و جهان را زیبا میسازند. لبخند بزن به خدایی که با نعمتهایش، لبخند را میهمان لبهایت می کند. +سلامـ[گل]

خاطره

طبق معمول جالب بود.. متن های کمی اشتیاق مرا برای خواندن بر می انگیزند . مگر اینکه نکته جالبی داشته باشند ..ممنونم

عمه

سلام...ضمن آرزوی قبولی طاعات وسربلندی وسلامت شماواهل منزل.بله همیشه راهی هست[گل]

سلام دوست عزیز مطالبت عالی بود من به تازگی بازی انلاین تراوین افتتاح کردم خواهش می کنم بیا ثبت نام و بعد بازی کن تا بفهمی چه هیجان و لذتی داره اگر هم در اخر بازی نفر اول شدی جایزه های نقدی وغیر نقدی بگیر باور کن خیلی بازی جذابی هست حتما ثبت نام کن تو بازی همه چیز اموزش داده میشه ادرس :www.metravian.ir

عباس

يك مساله خيلي مهم مدتيست فكر منو مشغول كرده اونم اينكه اين پليسه با اون شكم گوندش چطوري ميتونه اينطوري بدوه