هیچ کس با من تماس نگرفت!

پیرامون پست قبلی باید عرض کنم، متاسفانه یا خوشبختانه هیچ کس با من تماس نگرفت ... مسلما نمی دانید چرا!

چون نه آدرسی در آن قرار داده بودم نه تلفنی! باور نمی کنید انگشتان مبارک رو برروی اسکرول ماوس، کمی به پایین بچرخانید، تا مطمئن شوید... این از این...

دوستانی که زحمت کشیده بودند کامنت گذاشته بودند، اکثراً شک داشتند از وجود چنین یافته ای توسط من... چرا؟... چون هماتطور که عزیزان گفتند، تمام مشخصات یافته ام را بی پرده اعلام کرده بودم و افشاء آن طبیعتاً یک حماقت توسط یک یابنده می تواند تفسیرگردد ... اینم از این...

پس این داستان : واقعیت ندارد! ... خیالتان راحت ... پس با هم سر چیزی که وجود خارجی ندارد، دعوا نکنید... اجالتاً، اینم از این!

در حقیقت داخل این آگهی یک چیزی باید می بود و یک چیزی نباید نوشته می شد ... چیزی که باید نوشته می شد طبیعتا آدرس و یا شماره تماس یابنده بود و چیزی که نباید نوشته می شد مشخصات کالای یافته شده...

چیزی که برای من خیلی جای تعجب دارد، این است که شاخک های منطقی مردم بعضی جاها (مثل اینجا و خاصه شما) انقدر تیز است که زیر بار چنین وعده وعیدهایی نمی روید... اما خیلی جاهای دیگر همین ما بی دلیل وعده های پوچ دیگران را باور می کنیم؟ چندروز پیش یک پیامکی برای من آمد که خیلی جالب و خنده آور بود... متنش به این مضمون است: من سید فلانی هستم از مردم فلان ایل بختیاری ... یک خمره طلا و تعدادی عتیقه پیدا نموده ام، پس از آنکه استخاره به قرآن زدم شماره شما را پیدا کردم ... و در نهایت خواسته بود که برای این خمره مشتری ای پیدا کنم ... یعنی غیرمستقیم مثلا در ذهن خودش خواسته بود طمع من را برای تصاحب این خمره خیالی برانگیزاند و پول موردنظرش را به جیب بزند!!...

این خبر تنها واکنشی که برای من داشت، یک لبخند بود که لحظاتی برلبانم نقش بست، ولی طبق اطلاعی که کسب کردم متوجه شدم خیلی ها - که بعضاً افراد سرشناسی نیز می باشند - در لیست اغفال شدگان این شگرد کلاهبرداری بوده اند...

ریشه چنین مسائلی از آنجا آب می خورد که وعده و وعیدها قسمتی از زندگی ما انسانها شده است ... در این حین برخی بعضا این چک سفید بی اعتبار را به قیمت گزافی می خرند... وعده وعیدهایی که ضمن ازدواج میان دختران و پسران و متعاقباً خانواده هایشان رد و بدل می شود... وعده هایی که آدمها وقتی گرفتارند برای رهایی از مشکلات به دیگری می دهند، وعده و وعیدهایی که دولتها حین انتخابات برای کسب رای بیشتر می دهند و وحتی نذر و نیازهایی که برای حل مشکلاتمان به خدا حواله می کنیم و اکثراً خارج از محل می باشد... همه اینها قسمتی از زندگی ما شده است تکنیکی است برای راه افتادن امورات روزمره مان...

بهرترتیب به اطلاع دوستان عزیزم می رسانم، رفقای عزیز! بهتر است در کنار توجهمان به آگهی های مناقصه و مزایده و پیدا شده و از این دست اوراق کمی هم به آگهی های گم شده و اعلام ها و فراخوانهای انسان دوستانه توجه کنیم تا جامعه مان فضای بهتری برای زندگی مسالمت آمیز جمعی باشد...

راستی شما به شخصه چقدر وعده های سرخرمن به این و آن داده اید؟ من که خیلی، شما چطور؟

/ 10 نظر / 3 بازدید
کویر

امان از بی دقتی [شوخی] لینک شدید[گل]

سودی

ما که باور نکردیم.این از این سعی میکنیم وعده سرخرمن ندهیم و از اینکه کسی همچین وعده ای به ما بدهد حسابی عصبانی میشویم خوب اینم از این .[نیشخند]

خدایا شکرت

من اصولا از وعده دادن خوشم نمیاد، چه برسه به سر خرمنش! سعی میکنم هیچ وقت قولی ندم که نمیتونم انجام بدم.

خاطره

سلام . اول از همه پورسانت ما رو برده برادر .. توی پیغام سروش دیدم .. ما که طمعی نکردیم ولی خب وقتی یکی قول می ده .. ادم دلش پورسانت می خواد خب [پلک]

خاطره

اصلا آدم با وعده وعید دلش خوش می شه برادر .. من اول ترم به همه شاگردام وعده نمره خوب می دم .. ولی پایان ترم باید ببینی .. دلیلش اینه که ادما با امید زنده اند و البته هر کسی شایستگی نمره خوب رو نداره .. یعنی بسته به لیاقتها به درجه یا نمره خوب می رسن.. تو جامعه به نظر من اگه وعده ای در زمینه کار و تولید اقتصادی مشروط بر تلاش فردی داده بشه خوبه .. ولی متاسفانه وعده های سر خرمن زیاده .. من چند وقت پیش می خواستم یه کارگاه تولیدی راه بندازم (به قولی کارآفرینی کنم ) هم تخصص داشتم و هم تلاشم فول بود ولی برای شروع وام لازم بود که هیچ بانکی وام با بهره پائین نداد . در واقع قیمت خون باباشونو حساب کردن بعدش خواستم هتل گردشگری راه بندازم با بودجه شخصی +یه ذره وام .. اونم قوانین گل و بلبل مملکت هزار تا شرط گذاشت جلو پام و من این برنامه رو هم کنسل کردم . خلاصه سرتو درد نیارم .. خیلی وعده ها برای کار و تولید اقتصادی داده شده .. و خیلی وعده ها تو زمینه های دیگه .. ولی با اینکه بسیاری از منابع زیر زمینی ما از خیلی از کشور ها غنی تره ولی ما مردم فقیری هستیم .. چون دوست داریم پولمونو یه کسی دیگه بخوره و خودمون با وعده ه

ساره

تازه با وبلاگتون آشنا شدم.واقعا خیلی خوب عکس میگیرید با اجازه تون از یکی از عکس ها واسه موضوع کربلا توی یه وبلاگ خیریه استفاده کردم در مورد موضوع بحث هم باید بگم من از وهده خوشم نمیاد و تا جایی که ممکنه وعده ای نمیدم که نتونم عمل کنم اصلا نمی دونم اگه بشه بهش عمل کرد آیا باز هم باید اسمش و گذاشت وعده یا نه

...!!

بعضی از مردم کاری میکنن که آدم مجبور شه بهشون وعده ی سرخرمن بده بابت اصرار زیادی که میکنن و آخرشم به جایی ختم میشه که این اصرار هم باعث بد قول جلوه دادن طرف و هم باعث بی کلاه موندن سر یه نفر دیگه میشه و کارش راه نمیوفته!!!!

خاطره

سلام.ممنونم از راهنمایی شما [لبخند]

بانوی میلیاردر

نه من خداییش ندادم...[نیشخند] اما نوشته ی حجالبی بود... اون اس ام اسه به یکی از دوستان منم رفته بود... طرفو گذاشته بوده سر کار کلی ام خندیده... نمیدونم با خودشون چی فکر میکنن... البته حتما هنوز آدمایی هستن که گول اینا رو میخورن که هستن دیگه!! البته به فرموده شما که گفتین افراد سرشناسم گولشو خوردن واقعا باید تاسف خورد... خلاصه که جالب بود.. مرسی[گل]

...!!

چقد شما بانمکی!!!!!!!! [قهقهه][قهقهه]