نیمه پر یک لیوان خالی!

احساسات آدمها متاثر از القائات بیرونی آنهاست ... گاهی شادمان می شود، گاهی غمگین... گاهی امیدوار، گاهی افسرده ... با ترانه ای شاد خواهدشد و با دیگری غمگین ... با حرف یکی امیدوار و با حرف دیگری افسرده...

القاء پذیری یک واقعیت انکارناپذیر در تعامل ذهن آدمها با جهان پیرامونی اوست و تفاوت آنها در میزان بروز آن نهفته است...

توجه شما را به یک مثال جلب می نمایم ...

احساسات افراد مختلف با کلمات ذیل در لحظه شنیدن آن عبارات بایکدیگر متفاوت است ... (لطفا پس از خواندن هرکلمه حداقل سه ثانیه تامل کنید)

ابرهای بهم پیوسته ... خیابانهای شلوغ شهر ...غرب وحشی ...احساسات مشرقی...مرگ ...زندان ... تولد... برف شادی... چراغانی ... سپیدی ... زلالی ... مشمئزکننده ... صاحب منصب ... کاخ ... توالت ... چرک ... عروس ... ولادت ... شهادت ... فروردین ... جمادی الاول ...

نکته غیرقابل انکار، میزان تصویرسازی و القاء پذیری هرشخص از ورود هرکلمه به ذهن اوست، که قطعاً مشخص و قابل اندازه گیری خواهدبود ...در این حین او میزان رقت و غلظت احساسی خاص خود را را با خواندن هریک از کلمات به اندازه های مختلف در خود درک خواهدنمود ...

ممکن است گاهی حس امید و گاهی حس یاس، گاهی حس طراوت و شادمانی و گاهی حس غم و افسردگی بروی مستولی شود، بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ پایه استدلالی... و همین امر باعث بروز عملکردهای مختلف در نتیجه احساسات بی پایه لحظه ای خواهدبود...

حال سوال در این است : تا چه میزان این تاثیرپذیری بجا و تاکجا نابجاست؟ ...تاکجا باید عنان افکارمان را به دست این احساسات آنی سپرده و اصولاً مکانیزم این افکار در میزان القاء پذیری از کجا نشات می گیرد و تحت تاثیر چه مولفه هایی است؟ ...

 

این پست را تقدیم می کنم، به دوست عزیزی از خطه کاشان ... با آرزوی صحت و سلامتی و بهروزی ایشان ...

 

فرازی که پیرامون "تاثیرپذیری ما از دنیای اطرافمان" قابل تامل خواهدبود، نبودن یک شخصیت ثابت، وجود توانائی استدلال دائمی و مدیریت احساسات ما، خاصه در انسانهای جوامع شرقی و یا به عبارتی جوامع احساساتی است ... زندگی ما بیشتر متاثر از احساساتمان رقم می خورد تا منطق و استدلال و دلایل فلسفی ایجابی و سلبی ...

از جمله قوانین حاکم برجهان " قانون عمل و عکس العمل" ، بروز رفتارهای علت و معلولی است که می تواند نقش موثری در تشدید این رفتار در ما انسانها بازی نماید ...

انسانی که ناسزا می شنود، بی اختیار و ناگاه ناسزا می گوید ... انسانی که لبخندی می بیند به ناگاه لبخندی می زند ... انسانی که فریاد می شنود، فریاد می زند و اندکی بعد براثر جایگزینی منطق بر احساسات لحظه ای اش ، پشیمان خواهدشد...

این تغییر آهنگ که در نتیجه عدم کنترل براحساسات لحظه ای مان خواهدبود، نقیصه ای است که عمده مشکل در نوع تعاملات فرهنگی اجتماعی در جوامع ما خواهدبود... در حقیقت احساسات ما بایستی همچون ذائقه مان به صورت نسبی در دراز مدت ثابت و یکنواخت و بیشتر متاثر از افکارمان باشد تا از عکس العملهای متغیرهای بیرونی جهان خارجی...

سوال اینجاست، چرا بایستی در ذهن من مخاطب، جمله گوینده و یا نویسنده، شعر شاعر و یا موزیک و فیلم فیلمسازی، احساسات غیرمنطقی و بی پشتوانه ای را حاکم کرده و نگرش من را به دنیا به صورت غیرواقعی تحت تاثیر قراردهد؟...

... در حقیقت انسانهای خودساخته مانند قضاتی هستند که در هرلحظه در حال قضاوتند ... قضاوتی با صغراها و کبراها و دلایل و شرایط خاص هر قضاوت ... قانون قضا در زندگی و تک تک اعمالشان نهادینه شده است و جاری است و این مائیم که احساسات لحظه ای مان عکس العملهایمان را رقم می زند...

دم به دمی مزاجی و هرهری مذهبی زاییده پروبال دادن بی حد و حصر به احساسات لحظه ای مان است، در حالیکه این نقیصه در فرهنگ ما – در عین مواهب مفروض آن – به عنوان یک خصیصه مثبت فرض شده است در صورتی که بسیاری از رفتارهای نادرست ما متاثر از این ماجراست ...

دوست عزیز! اگر مرا به دیدن "دیدن نیمه پرلیوان" توصیه می کنی، من هم شما را به دیدن "نیمه پرهمان لیوان خالی" دعوت می کنم ...

به محتوای برخی پستهای بعضاً آسیب شناسانه اینجانب توجه فرمایید ...

آخرین پستها به این قرار است ...

1. رای باز 2. خون و گوشت و آهن 3.همه در خوابند 4.خواب و بیدار 5.داریم – نداریم!

"رای باز" به زعم خیلی ها یک متن سیاه و انتقادی است، ولی اگر حداقل این "نیمه پرلیوان" نیز تنها عیار استنباط و در نهایت بروز احساساتمان باشد، می توان چنین از متن موردنظر نتیجه گیری کرد ...

"رای باز" : انسانها تحت تاثیر انتخاب سبک زندگی نادرست پیوسته در حال دورشدن عاطفی و حتی فیزیکی از یکدیگرند ...

"خون و گوشت و آهن" : انسانها در میان طبقات اجتماعی مختلف به صورت ناهمگون و ناروا دچار یک تبعیض نهادینه شده اند...

"همه در خوابند" : توانائی انسانها با تمام تفاوتها، جاه و مقام و ثروت و مکنتشان در یک خواب شبانه، یکسان و متاثر از قوانین بشری حاکم برآنان است و این مثالی از برابری پس از مرگ است ...

" خواب و بیدار" : یک "جامعه پلیسی" یک جامعه بی فرهنگ و مریض و پرآسیب است ...

" داریم – نداریم!": انصاف و وجدان برای برخی از آدمهای جامعه، تبدیل به یک اصل فراموش شده در مقابل فروع بی ارزش خودساخته شده است ...

این مسئله را به دو صورت ارزیابی خواهم کرد ... اولاً در نتایج کلی حاکم برهر مطلب:

احساس درد در انسان، زمینه تلاش برای برطرف کردن ریشه دردزا را فراهم خواهدکرد، چه بسا مسکن هایی که انسانها را نابود می کنند... حرفهای به ظاهرخوشایند، ما را دچار توهم خوشبختی غیرواقعی کور خواهدنمود نه سعادتمندی واقعی ...

آسیب شناسی رفتارهای اجتماعی مان اتفاقاً تلنگری است برای ایجاد یک انگیزه مضاعف برای ادامه زندگی... سخنهای بظاهر زیبا که ما را برطریق اشتباهمان راسخ گرداند، چه نتیجه ای جز استمرار برسراشیبی سقوط و تباهی خواهدداشت؟ ...

حال کدامیک اندیشه صحیح تری خواهدبود؟...مانند کبکی باشیم که چشمانمان را ببندیم تا بلعیده شویم یا مانند آهویی چشم و گوش بازکنیم تا برهیم؟

و اما در مورد پست " رای باز" ... یا هرپست دیگر موردنظر بوده است، اتفاقاً اشاعه "امید به زندگی است" تا ناامیدی از ادامه آن...

ای من! زندگی ام با انتخاب این سبک نادرست، در خسران و نابودی قرار گرفته است... تلاش کن برای رقت قلب و پیوستن به کانون گرم انسانی خانواده ات ...

آیا این یک حرف سیاه است؟ ... بهتر بوده است این را بگوییم تا امیدوار شویم :

ای تو! دمت گرم و زندگی ات سرشار از توفیق باد... ای تو که برای امرار معاش خانواده ات از صبحگاه تا صبحگاه! به تلاش و کوشش مشغولی ... به صورتی فداکارانه، حتی آنها را در طول شبانه روز نخواهی دید! ... خوشا به سعادتت! خوشا به غیرتت! اگر در این راه بمیری شهید فرض می شوی!

خوب است ؟! ... حالا بنظر شما کدام پاراگراف مثبت و کدام منفی است ...

متاسفانه ما بیشتر به شکل کلمات نگاه می کنیم تا به بار جملات ... به معنی عبارات تا به مفهوم کنایات ... و این یک دردهمه گیر و نهادینه شده در افکار ماست...

دوماً : اصولاً ذهن ما بایستی به اندازه ای به بلوغ فکری دست یابد، که متاثر از القاء منفی ذهنی دیگران نشود ... دچار یک ثبات و ذائقه دائمی فکری باشد، تا متاثر از القائات آنی بیرونی ...

یک عارف در کنج اتاق خود، در زندان مخوف و سیاه چال نیز همه چیز را زیبا می بیند... سیاه را سپید می بیند ... چرا که اصل مفروض ذهنش باطن اشیاء است تا ظاهر آن ...

در پایان با تشکر از دوستان و عزیزانی که بر سر این برادر کوچک منت می گذارند و متون اینجانب را دنبال می نمایند، عرض می نمایم ... اینجانب به هیچ وجه قصد ایجاد اندوه و غم و افسردگی هرچند کوچک و مختصر شما دوست عزیز را نخواهم داشت و اگر در این راستا موفق به انتقال درست مفاهیم موردنظر خود به شما خواننده فهیم و آگاه نشده ام، متاسف و معذورم...

باشد که بزرگی و بزرگواری خود اینجانب را عفو فرمایید ...

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاطره

اکثر دوستان مرا کسانی تشکیل می دهند که اغلب در مورد روزمره زندگی شان می نویسند و البته خودم نیز همین گونه ام . وقتی به وبلاگ شما می ایم خودم را برای خواندن متنی که هدفی را دنبال می کند و نتیجه مثبتی دارد آماده می کنم . و این نکته مثبت وبلاگ شما است . و ممنونم. همسر من هنرمند است .. اغلب موضوعاتی را کار می کند که هدفی و حرفی برای گفتن داشته باشد . پس این جنبه از آثار شما که منتقدانه و خلاقانه است را به نوعی دیگر بنده لمس کرده ام و درک می کنم . اغلب هنرمندا می گویند نیمه پر لیوانی وجود ندارد ..لیوان خالی است .. در خیلی از موارد نگاه شما که هنرمند هستید قابل قبول است . اما به نظر من این موضوع تنها به جامعه شرقی ما و فرهنگ شرقی ما مربوط نیست .. انسان به امید زنده است . درست است که در نوشته شما هم در کل موضوع امیدوار کننده است برای کسی که در ان شرایط است .. اما مخاطب شما خاطرات- تجربیات و اندیشه متفاوتی با شما دارد .

خاطره

جامعه ما ..پیرامون ما..پر از اتفاقاتی است که که کمتر امیدوار کننده است . و من نمی دانم این به اقتضای سن است که هر چقدر سنم بالا می رود تاریکی های بیشتری می بینم و یا واقعا جامعه ما و اطراف ما دارد اینقدر غمگین و سرد می شود ؟ مدتیست که تصمیم گرفته ام کمتر منفی باشم.. و آن جمله من هم در راستای این تصمیم بوده .. قصد جسارت نبوده برادر .. نوشته های شما ارزشمند است برایم . راستی این مجموعه مهربان مدیری از ان مجموعه هاست که چند تا قسمت بامزه توش داره .. همه قسمتهاش زیبا نیست .. ولی ارزش دیدن دارد امیدوارم خوشتون بیاد .

خاطره

راستی از پیشنهاد غذای شمالی ممنونم . ولی مادر شوهر ما لب به غذای غیر کاشونی نمی زنه و غذای کاشونی هم که قیمه ریزه و گوشت و کلم و لوبیاست ..که من تا حالا برای هیچ مهمونی درست نکردم.. خنده داره تو بد موقعیتی گیر کردم . هنوز که 5 دقیقه به 4 صبحه هیچ تصمیمی برای ناهار ندارم ..خدا به داد برسه .. التماس دعا داریم.. یه چیز دیگه ما تی وی نداریم .. می دونستید ؟ما از دنیا بی خبریم تنها به وسیله همین اینترنت اوقات فراغتمون رو پر می کنیم؟ مرفه بی درد هستید دیگه.. درد نداشتن تی وی رو نچشیدید که .. [چشمک]

reza

بعضی مواقع در گفتگوهای جمعی ؛ موفق به رساندن مفهوم سخنانم نمی شوم و اکثرا در فهم آن دچار اشتباه فاحش می شوند و نتیجه ای معکوس به دنبال داشته است... باید آنقدر رک و صریح و بی پرده بگوئی که ... نمی دانم علت از کجاست... [متفکر]

اکرم

امید و مثبت اندیشی بسیار مهم است برای مقابله با دشواریها و رسیدن به موفقیت ،اما ندیدن واقعیات و خوشبینی غیر واقعی ،گول زدن خود یا دیگری ،نه تنها کمکی به رفع مشکلات واز آنچه هستیم ،به آنچه باید باشیم نمیکند بلکه باعث سکون و فرو رفتن هر چه بیشتر ما در باتلاق مشگلاتمان میشود از امید واهی جاهلانه تحت تاثیر اعتقادات خود ساخته بی پایه گرفته تا ........همه و همه از ما از جامعه انسانی ما چیزی ساخته که شاهد آنیم!!!با عرض معذرت مثل ,, تو گل جهل و خود فریبی تعصب و ریاکاری وووو هزاران مشگل و معضل انسا نی اخلاقی فرهنگی و غیره....فرو رفتیم به امید روزی که همت کنیم و ذهنمان را بشوییم از همه آلودگیها وشویم آنچه باید.....برادرم از اینکه اینقدر زیبا به این مفاهیم میپردازی متشکرم.[گل]

عباس

براي همه ما پيش ميايد كه منظور همديگه رو از دريچه اي ديگر متوجه ميشويم.حسن اين پستها وكامنتها هم بدون توضيح بيشتر اينستكه هر كس با ديد خود پست را ميخواند وبا ديد خود نظر ميدهد كه باعث تنوع و شناخت گروه از نظرات وسلايق يكديگر ميشود بهرحال مدير وب شمايي و تحليل و روش اداره وب با شماست.اميدوارم با حفظ تنوع موضوعي همچون گذشته موفق باشيد.

شادی

در شگفتم از آن که کوه را مى شکافد تا به معدن جواهر دست‏ یابد؛ ولی خویش را نمی کاود تا به مخزن حقایق برسد ...!

خاطره

نداشتن تی وی برای اینه که اوقات بیشتری رو با هم سپری کنیم[چشمک] هر چند گاهی وقتا واقعا آدم نیاز پیدا می کنه ..شاید تی وی بگیریم ولی کمتر ببینیم.. آرمان های ما توی خماری گیر کرده ..[نیشخند]

محمدحسین

با سلام ایمیل داخلی رایانا،شرایطی را برای کاربرانش به ارمغان آورده که می‌توانند علاوه بر ارسال و دریافت رایانامه (پست الکترونیک) از سرویس‌های پیامک رایگان و اعلان پیامکی ورود به سیستم بهره‌مند شوند. به گزارش سیتنا،کاربران باعضویت دراین ایمیل داخلی،علاوه بر ارسال ودریافت رایانامه از سرویسهای پیامک رایگان و اعلان پیامکی ورود به سیستم بهره‌مند می شوند. این ایمیل ایرانی با ساختاری ساده و به زبان فارسی طراحی شده و به کاربران این امکان را می‌دهد تا در فضای یک گیگابایتی که در اختیارشان قرار گرفته،دریافت و ارسال نامه الکترونیکی داشته باشند. امکان عضویت در این سرویس بدون نیاز به اطلاعات شخصی است و کاربران می‌توانند روزانه ۱۰ پیامک رایگان به مشترکان اپراتورهای موبایل ارسال کنند. یکی دیگر از قابلیت‌های این ایمیل ایرانی سرویس "اعلان پیامکی ورود" است که ارائه دهندگان آن مدعی شدند این قابلیت امنیتی هیچ نمونه داخلی و خارجی ندارد؛ در این سرویس کاربران می‌توانند به محض ورود به حساب کاربری خود از طریق دریافت یک پیامک باخبر شوند. پس از فعال کردن این سرویس هر بار که کاربر با زدن نام کاربری و رمز ورود، وارد حساب کاربری

محمدحسین

پس از فعال کردن این سرویس هر بار که کاربر با زدن نام کاربری و رمز ورود، وارد حساب کاربری خود شود، این موضوع با پیامک به شماره همراه کاربر که در بخش اطلاعات فردی وارد شده است، اطلاع داده می‌شود. برای ثبت نام به این سایت بروید: https://www.rayana.ir [گل]