از ماست که برماست ...

دیشب امیرپارساجان در مقابل چشمان خلق الناس محترم در خانه پدری، یک کلامی را عنوان فرمودند که به ذایقه ما علی الخصوص بنده خوش نیامد و البته کمی ایشان را نیز نوازش لطیف پدرانه! نمودیم... بگذریم...

گذشت تا امشب... در حال عزیمت به خانه، یک راننده محترم به طرز عجیبی داخل تقاطع آمد و بنده نیز باعرض معذرت ناخودآگاه کلمه شنیع "بی شعور" از دهانم البته برای خالی  شدن دل عزیزم! درآمد و به وی نثار کردم...

آقاپارسای عزیز به طرفه العینی از آنجاکه دیشب به همین گناه مجازات سختی شده بودند،(محروم شدن از یک هفته بازی با لپ تاپ) بول گرفته و این کلمه منحوس بی ادبانه را تکرار نمودند...

و اینجا بود که اینجانب تازه متوجه گاف تاریخی ام در چنین سال و ماه و روز و لحظه ای گشتم... لحظاتی صبر پیشه نموده و رو به جناب امیر کرده و به ایشان توضیحاتی دادم که در ذیل می خوانید...

من : ... باباجان!... اهوووووومم مم ... ببین!... آهان!... ببین عزیزم!... پسرم ... (کمی ایشان را برای مرتب کردن کلمات ذهنیمان معطل نمودیم تا چشمه ادبیات توجیهیمان جوشید) .. بعضی حرفها هست که مخصوص ما بزرگهاست ... پسرم! شما نباید اینهایی که ما می گوییم رو تکرار کنی!... فهمیدی بابا ... این حرفها یک جا و مکانی داره که ما بزرگها می فهمیم، ولی شما تو جمع که می گی، جاشو نمی دونی و همه می گند وای وای وای چه پسری!... چه پسر بی ادبی! ... فهمیدی باباجون!... (امیرجان نگاهش همچون نگاه عاقلی اندرسفی، به دولب مبارک اینجانب - که درحال درفشانی است -  دوخته شده بود و ادامه عرایض اینجانب)...

بله ... عزیزم!... ایشاء الله یکروزی بزرگ می شی و می تونی از این حرفها بزنی... ولی پسرم... عزیزم! تا کوچیکی از این حرفها نزنی ها!!!... باشه باباجون؟!...

و این شد که امیرپارساجان به طرز عجیبی تربیت پذیرانه، به توصیه پدر حکیمشان گوش فرا داده و سری به نشانه تایید تکان دادند... حالا خدا می داند چقدر در ذهن شریفشان قرار خواهدگرفت... به قول برادران ایمانیمان ... الله علم!...

/ 19 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

در محله ای که ما زندگی می کنیم( زندگی "نه" باید بگویم "زنده هستیم") طبقه هائی است که از لحاظ فرهنگی "زیر صفر" هستند و "فحش دادن" از کارهای روزمره شان هست! الفاظ رکیک و بدور از شان انسانیت، را افتخاری برای خودشان می دانند!!! در چنین محله ای بزرگ شده ام!

رضا

جاهلیت مدرن از خودم، متنفرم از منطقم، به شدت متاسفم خودم را هرگز نمی بخشم لایق انسانیت و انسان بودن نیستم، فقط حیوان ناطق هستم!

پرنده مهاجر

من بودم اینجوری توجیهش میکردم که این حرف یک صفته که بعضی ها از داشتنش محرومند !!! و بعد ادامه می دادم که شما قادر به تمییز داشتن یا نداشتن این صفت در افراد نیستید باباجان !!! پس وقتی بزرگ شدید و متوجه شدید جایز به استفاده ی آن می باشید ! [نیشخند]

سودی

مثل اینکه کامنتم تو پست قبلی ثبت نشد. با وجود این بچه ها باید مواظب همهی حرفها و کارهامون باشیم[نگران]

ulduz

سلام جالب بود [لبخند] ببخشید ولی من فکر میکنم به جای توضیح دادن یه معذرت خواهی میکردین و به اشتباه خودتون اعتراف و حتی خودتون رو هم یک هفته از لب تاپ منع میکردین خوب بود[لبخند][نیشخند]

فرناز

بچه ها مثل طوطی هستند و فقط منتظراند که بزرگترها حرفی بزنند یا کاري انجام دهند و جالبتر اینه که وقتي تذکر می شنوند باز هم تکرار می کنند البته من اين موضوع را تا 4 سالگی در خواهر کوچکم ميديدم

شهاب

AGHA FAGHAT KAFIYE YE DAFE BA AMIR KHAN TASHIF BIYARID TEH AZ MANTAGHE 12BE PAYIN ENGHADR FARHANG VA JANBE MARDOM BALAST KE FOSHE NAMOOS BE HAM MIDAN HICHKIAM NARAHAT NEMISHE VA BE HAM MIKHANDAN VAGHEAN FARHANGA BALA RAFTE

شهاب

FAHASHI BE ONVANE YE TAFRIH DAR OMADE HATA BARHA DIDAM KASABE MOHTARAME BAZAR BARAYE RAFE KHASTEGI KOLIYE GHOMO KHISHE YEKDIGAR RA MOREDE ENAYAT GHARAR DADE KE SAHME AMEYE BICHARE AZ HAME BISHTAR AST

فرناز

شهاب جون لطفا شما گوشاتو بگیر چون در اون منطقه مار میکنید .براي جناب فاريابي کوچک هم وقت زياد در اين جامعه موارد خوب و بد زیادی رو یاد بگیر که مطمئن هستم ايشان هيچ موقع لفظ بد به زبون نمياره .

فرناز

ببخشید اشتباه تایپی بجای کار ،مار نوشتم . شما در اون منطقه کار ميکنيد.اصلاح می کنم.