سخت ترین پست میدان زندگی

پیرامون پست قبلی ... چندی پیش برحسب اتفاق مشغول تماشای یک مسابقه فوتبال از نوع خارجی و ال کلاسیکویی آن بودم... دو تیمی که شاید به اندازه بودجه یکسال چند کلانشهر، تنها قیمت بازیکنانشان بود... آقای گزارشکر بسیار در وصف آنان آب و تاب به خرج داده و تمام اتفاقات پیدا و پنهان زمین رقابت را برای تنویر اذهان مخاطبانش به دقت موشکافی می نمود... تا خدای ناکرده نکند که حق الناس پایمال شود!!

از جزئیات فوق که بگذریم ... نکته ای که برایم در این زمین بازی حائز اهمیت نشان می داد، آدمهایی اند که معمولاً در طول یک رقابت پرسرو صدا و پرهیجان دیده نمی شوند ...

همانگونه که مستحضرید، هرشخص در یک زمین فوتبال صاحب یک پست تخصصی است... از دروازه بان و مدافع گرفته تا فوروارد و هافبک و غیرو به عنوان بازیکن تا داور و کمک داور در داخل زمین و مربی و ذخیره و توپ جمع کن و تماشاگر و گزارشگر و تصویربردار و عکاس و خبرنگار... همه و همه طبق هدف و وظیفه ای در یک میدان حاضرند و انجام وظیفه می نمایند...

در یک رقابت صاحب کلاس فوتبال، مطرح ترین بازیکنان جهان در قالب دو تیم باشگاهی در حال مسابقه اند .. تعداد بسیاری تماشاگر نیز به صورت میدانی از تماشای آن دیدار، استقبال خواهندکرد...

در میان تمام حرفه ها و پستهای فوق الذکر، هرکدام از جهتی حائز اهمیت و تاثیرگذارند و مشکلات و مسائل خاص خود را طلب می کنند... حال سوالی که در پست پیشن مطرح نمودم ... یکی از سخت ترین پستهای زمین مسابقه کدام حرفه است؟

-همانگونه که دوستان نیز فرمودند- بازیکنان، داوران و تماشاگران افرادی هستند که هرکدام به نوعی کار سختی پیش رو خواهندداشت... برخی دیگر نیز وجود دارند که در این میان، بسیار کم فروغ و در حاشیه بنظر خواهندرسید که با یک نگاه دقیق به آنها می توان به یک مصداق اجتماعی پى برد...

ماموران نظم سکوها ... حرفه موردنظر من آدمهایی اند، که پشت به زمین و رو به تماشاگران محکوم به دیدن آنهایند تا زمین مسابقه!

جالب است بدانید، اینان بایستی در طول انجام یک مسابقه، پشت به زمین و رو به تماشاگران بایستند و هرگز اجازه نخواهند داشت روی از آنان برگردانند...

در زمینی که بعضاً ستارگان برتر فوتبال جهان در پشت سر آنان می دوند و ده ها هزار نفر از دیدن آنها در استادیوم و میلیونها نفر در بیرون از آن، از تماشای آن مسابقه لذت می برند... آنها استخدام شده اند تا به هرنقطه ای غیر از کانون توجهات دیگران چشم بدوزند... آنها تنها مجازند واکنش تماشاگران مقابل خود را به اتفاقات پشت سرخود مشاهده نمایند...

چند هزار نفر هیجان زده به یکباره از جای خود بلند می شوند ... شادمان می شوند ... فریاد می کشند ... در مقابل صحنه ای خاص واکنش نشان می دهند ... بازیکن صاحب توپ را با سر و چشم هیجان زده دنبال می کنند ... در مقابل یک خطا عصبی می شوند و در مقابل یک حرکت نمایشی هیجان زده ... در مقابل یک ضربه ایستگاهی، پنالتی، خطا، گل به یکباره و به اتفاق یکدیگر واکنش نشان می دهند و چشم به زمین دوخته اند و در این خلال آدمهای مورداشاره من، چشم به چشم و لب آنها دوخته و تنها واکنشی که می توانند به شدیدترین عکس العملهای عده کثیر تماشاگران داشته باشند بی حرکتی است ... یخ زده و منجمد... و اینجاست که می گویم از زاویه ای یکی از سخت ترین کارهای یک زمین مسابقه را این آدمها انجام می دهند ... آنها با آنکه در نزدیکترین فاصله به رویدادها قرار دارند اما سهمی از اتفاقات پشت سرخود نخواهندداشت و تنها بایستی نظاره گر هیجان و لذت دیگران باشند ...

این مثالی است از قصه بسیاری از آدمهای جامعه ... انسانهایی که در متن اند، اما در حاشیه زندگی می کنند... گماشتگانی که تنها سهمشان از زندگی پاسداری از لذت دیگران است... مهره هایی که تنها برای راه افتادن امورات توده ای ساخته شده اند و به کاری گماشته شده اند که سهمشان از محیطشان تنها اندک پولی است در برابر لذائذ بالانشینان ...

سهمشان از زندگی تماشای لذت صاحبانشان است ... گماشتگان لحظه های خوش بالانشینان ...آدمهایی که تنها تماشاچی تماشاگران رقابت های زندگی افراد متمکن و صاحب زور جامعه اند و اتفاقاً بیشترین لطمات و آسیب های اجتماعی را در ناملایمات همان اجتماع که خود سهمی از آن ندارند، خواهند برد...

حالا آیا با من هم عقیده اید که سخت ترین کار را در یک مسابقه فوتبال کسی انجام می دهد که خلاف جهت دید همگان بایستی چشم بدوزد و دم بر نیارد و سکوت کند؟!...

/ 10 نظر / 17 بازدید
ulduz

بله به گمانم همینطور باشد. مخصوصا اگر آن آدم مثل من آدم از فوتبال متنفری باشد [نیشخند]

عباس

خوب هرجور كه فكر كني زندگي ميكني هرچند بعضيا واقعا سرشون درد ميكنه واسه اينجور كارا

خدایا شکرت

بازم یه نکته ی ظریف از یه موضوعی که من اصلا تا حالا حتی ندیده بودمش، واقعا احسنت.[گل]

reza

از قضا راحت ترین کار است ؛ اگر کسی با شور و اشتیاق ،آن کار را انتخاب کنه! در مورد تمامی شغلها این مورد صدق می کنه. من خودم از کاری که یکنواخت باشه؛ بدم می آید مثل کارمند اداره ها

خاطره

به نظرم این کارم کار سختیه..

فاطمه سرایی

بسیار نامل برانگیز بود. تا حالا اینجوری به جریان نگاه نکرده بودم

خاطره

[گل] این جملتون رو خیلی پسندیدم.."کلاً بی نصیبی حس غریب و دردناکیه..." به نظرم بی نصیبی در مورد همه چیز اینگونه است..

سورنا

بی نصیبی .. واقعا جالب بود خدا بهترینا رو نصیب ما بکنه .. و هر کس حقشه [نیشخند] ممنون که بهم سر میزنید [گاوچران]

سودی

سلام . کجایین ؟؟ امیر پارسا و مهرسا خوبن؟؟

سودی

مثل اینکه سوء تفاهم شده منظورم از کجایین این بود چون شما تو نت خیلی فعال بودین چند روزی نه پست گذاشتین هم اینکه رمز پستم رو گذاشته بودم براتون خبری ازتون نشد . راستش بیشتر فکرم پیش مهرسا رفت .بهرحال شرمنده