چون دوستش دارم...

چند روزی برای انجام یک سفرکاری به خارج از شهر مسافرت کرده بودم ... کاری وقت گیر و سخت و فول تایم ... با این اوصاف با خانواده ام ارتباط نسبتاً کمی داشته و از احوالشان کمتر مطلع بودم ... از آنجائیکه پسر خردسالم به من وابستگی زیادی دارد - بدلیل عدم حضورم در خانه - ایشان دلتنگی و بهانه جویی می کرد...

از ریشه های روانی وابستگی طبیعی عاطفی کودکان به والدینشان که بگذریم... عواملی در شدت و ضعف و چگونگی بروز این عواطف دخیل خواهدبود، که تنها اینجانب در این مجال به نکته کوچکی - تنها به بهانه این سفر اخیرم – عرض خواهم نمود...

در کتابی خواندم که دوست روانشناسی تاکید می کرد، والدین بایستی بعد از پایان سفر و مراجعه به خانه، برای کودکشان هدیه ای تهیه و علاقه خود را به فرزندشان ثابت نمایند...

حتما تصدیق می فرمایید... برخی از نزدیکان کودک اعم از پدر و مادر و عمه و خاله و دیگران در برخی از موارد جهت بدست آوردن توجه و عشق و علاقه کودک به خود - در زمان ملاقات - هدیه ای را تهیه می کنند... هرچند که در حد یک شکلات باشد ... مادربزرگ پفک به دست می آید... پدر بستنی به دست ... مادر پاستیل در کیف... از دم درب فریاد می زنند: فلانی بدو که مامان ، بابا، مامانی برات فلان چیزک را خریده است ... دست در کیف و با توامنینه می گویند : "دیلی دیلینگ" ... اینم برای ...

این کار عموماً برای آن انجام می شود تا بدین طریق کودک خردسالمان دیدار با ما را لحظه شماری کند ... و از میزان ارادت او به خود خوشنود گردیم ...

شاید در نگاه اول، خیلی ها نه تنها نظر خاصی برای تکذیب این روش به ذهنشان خطور نکند، بلکه این تکنیک را امری شایسته نیز بدانند...

زمانیکه مادربزرگ نوه اش را عادت به دادن شکلات یا بستنی در لحظه دیدار داده است... این کودک مستعد تعمیم نگاه مادی به مسائل معنوی است... که در نهایت حضور عزیزانش را با انگیزه وجود مسائل مادی پیوند زده می بیند...

با استمرار این روش و تاکید برآن، فرزندمان در لحظه ملاقات با ما، قبل از آنکه به چشممان نگاه کند، به دستانمان نگاه خواهدکرد ... او دستانمان را دوست خواهد داشت نه من واقعی ام را ... و این مشخصاً چیز بدی است ...

با توجه به تجربه شخصی ام، من در اکثر سفرهایم عمداً برای کودکم چیزی خریداری نمیکنم و یا آنکه حداقل در لحظه ورود جار و جنجال و تبلیغات به راه نمی اندازم و بقولی جو نمی دهم که کودکم با این حربه دورمن طواف کند!! ... وعده خرید فلان چیزک را برای دوست داشتنم و برقراری انتظارش برای لحظه ملاقاتم به وی نخواهم داد ...

جالب است بدانید علیرغم این عملکرد، همیشه در بدو ورود به خانه، فرزندم به گرمی از من استقبال می کند و از دور دوان دوان خود را به آغوشم می رساند...

حرف من این است ... او مرا بایستی بخاطر خودم دوست داشته باشد ... به خاطر احساساتی که بدون مضایقه به او هدیه داده ام، نه بخاطر کیسه ای رنگ خوراکی و ذرت ... او باید در جهت درک احساساتش مرا دوست بدارد، بخاطر شنیدن حرفهایش، بخاطر عشق میانمان، نه بخاطر تکه هایی لاستیکچه پاستیلی! ...

کودکم باید بداند به وقت مقتضی نیازش برطرف خواهدشد ... چه نیازی به تمسک به راه های کوتاه و ساندویچی و جلب نظر غیرصادقانه ...

کودکم بایستی بیاموزد که مرا تنها بایستی بخاطر خودم دوست بدارد... نه بخاطر جیب و دستان پر از قاقالیلی ام ... تنها بخاطر درک و عشق و ادراکم از وی ...

او بایستی بیاموزد که در آینده عشق را خرید و فروش نکند... عشق نثارکردنی است ... فداکاری و ایثار و عشق بی دریغ یک نیاز است نه یک معامله و در ازای دریافت مادیات محقق نخواهد شد ... عشق فضیلتی است شرافتمندانه و منزه از ناپاکی ...

آن گاه که درب خانه را می گشایم، کودکم خود را به من می رساند و به چشمم چشم می دوزد و می گوید سلام ...

او به چشمم نگاه می کند و سخن می گوید نه به دستهایم ... من پدر اویم نه نان آور صرف خانه اش! ...

او بابایش تنها نان نمی دهد ... عشق می دهد... محبت می دهد و مهر می کارد...

دوستان عزیز و عزیزان همراهم ... عشقتان مستدام و خانه هایتان پرمهر ...

/ 10 نظر / 9 بازدید
سودی

مثل همیشه نگاهتان به اطراف دقیق و زیبا ست . [گل]

خاطره

جالب بود .. تجربه ای برای آموختن ..

مرضیه

شما چقدر با احساس و روان شناسانه می نویسید دوست داشتنیه نوشته هاتون

اکرم

برا در من اگه نظر شما اینه چرا تا حالا بما تذکر آیین نامه ای ندادید که ما هم رعایت کنیم.[شرمنده][خجالت]

ulduz

تبدیل به عادت نشود! ولی هر از گاهی برای فرزندتان هدیه بگیرید. هدیه دادن هم یکی از راه های نشان دادن عشق و علاقه است خوب !

عباس

من خودم 10 تا بچه بزرگ كردم يكي ازيكي بهتر الحمدلله همشون مستقلن الان چند ساله كه هيچكدومشونو نديدم اين محض شوخي بود واقعا محبت هديه ايست كه به هيچ بسته بندي نياز ندارد با نظر شما موافقم ولي متعادل به نظر من هرچيز كه عادت بشه اثر خودشو از دست ميده پس هرچيز به موقعي ميتونه خوب يا بد باشه

مامان هستی

کاملا موافقم. تجربه ام در مورد پسر اولم این را ثابت کرده. با اینکه الان ده ساله شده هنوز هم در ذهنش افراد فامیل را بر اساس آنچه در دستانشان دارند ارزش گذاری می کند.