این بسته های اعتباری!

بواسطه پست یکی از دوستان عزیز وبلاگ نویس، امروز راجع به پدیده میمون یا نامیمونی به نام مرگ تاملی کردم...

سوال آنکه چرا عده ای تا سنین بالا و کهولت و پیری و عده ای در جوانی یا میانسالی کیله عمرشان لبریز و لاجرم بناگاه حق انشعاب حیاتشان از مبداء هستی قطع خواهدگردید...

دلیل متغیر بودن سن آدمها در چیست؟

مثالی ذهن مرا تا اندازه ای سامان بخشید...

بسته های اعتباری تلفن همراه یا خدمات وایمکس و دیتای سرویس دهنده های اینترنتی ...

بسته هایی که زمان پایان یافتن حق انشعاب مشترکینش می تواند مثالی بر چگونگی وقوع واقعیتی بنام "زمان وقوع مرگ" باشد...

"زمان استفاده" و "حجم و ترافیک خدمات"...

دو شرطی که معمولاً برای پایان یافتن حق انشعاب اینترنت یا خط یک تلفن اعتباری هرکدام به تنهایی کافی است...

به کلامی در مثال بسته خدماتی اینترنتی شما 1 گیگابایت قابلیت سرویس و زمان مقرر در سقف استفاده از خدمات مذکور یکماه تعیین شده است...

با پرشدن سقف هریک از این پارامترها بدون لحاظ شدن شرط دوم خدمات خریداری شده توسط شما به سرعت پایان خواهدپذیرفت ...

این دلیلی برای نزدیکی ذهن مان در تفاوت میزان عمر انسانهای اطرافمان خواهدبود...

یکی بیشتر زندگی می کند و دیگری حتی بسیار کمتر...

دلیلش می تواند "میزان اعتبار حیات دنیوی" انسانها باشد...

"اعتباری" که قائل به دو شرط "زمان برنامه ریزی شده بالقوه در یک وجود" یا "مهلت محتوم زندگی" و دوم "ترافیک و حجم استفاده از امکانات" یا "سبک و شیوه انتخاب یک اسلوب زندگی" برای یک انسان باشد...

با این فرض، میزان عمر و مقدار زمان زندگی تقویمی و عدد روزهای گذشته براحوال یک انسان می تواند متاثر از یکی از دو شرط فوق باشد...

دوشرطی که هرکدام زودتر شرایطش محقق گردد، انشعاب حق حیات ما بدون نیاز به تحقق شرط بعدی قطع گشته و انسان خواهدمرد...

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنده مهاجر

خوش به احوال کسی که دل بر این دنیا نه بست رفت و طرح عاشقی با صاحب این خانه بست غیر خالق دل نباید بست در مهر کسی دل به غیر از دوست بستن می شوی بالا و پست حالˏ دنیا بس خرابست و بشر شیطان پرست دل به ویرانی و شیطان می سپارد دست به دست گاه ویران می کند سطح زمین و گاه اعماق زمین مرگ ˏ حیوان و نبات درعزم او طرفی نه بست شرح این هجران زیادست و مصیبت بس دراز خوش به حال آنکسی که دل بر این دنیا نه بست شهرها ، بازارها غرقˏ غبار و دودها ابرها ترکیبی از ریزگرد ها ، گوگردها تا تنفس می کنی بوی تعفن در مشام بوی عطر و طعم گل باشد فقط یک یاد ونام چهره ها درهم ، لبخند در لبان بی خاصیت چشم در چشم می نهیم بی جوهر و بی ماهیت سردی دل ها فراوان است و دست گرم کم دوستی ها در خیال و دشمنی ها گرمˏ گرم .. [گل][گل]

دکمه

نخوندم... یعنی دیدم درباره ی مرگ هست نخوندم...

اکرم

نمیدونم ... ولی یه جورایی با مثالتون ...و تشبیه مرگ با این بسته های اعتباری موافق نیستم ...!!![سوال]

رضا

با سلام سرعت اینترنت و کیفیت آن به فاصله کاربر (استفاده کننده) با مرکز مخابراتی منطقه اش ؛ بستگی دارد. مثال خوبی زدید. شاید بسته های اعتباری همان سرنوشت و مقدراتمان باشند. فاصله ما با مرکز مخابراتی مان، چقدر است؟ بعضی اوقات فاصله ما با پروردگار، خیلی زیاد است و این کیفیت را به حداقل می رساند!

عمه

سلام...راستش درموردبسته ی اعتباری کمی مشکوکم یعنی خیلی قبول ندارم.مثلا حجم ترافیک وامکان استفاده ی نابجاراقبول میکنم ولی همین فرض رادرموردعلماوصلحاوشهدانمیتونم بپذیرم .من میگم چه باترافیک چه بی ترافیک ازمنبعی که تغذیه میشیم بستگی مستقیم داره...تانظردوستان چه باشه؟

عمه

اینم بابت پست قابل تامل وتفکرت: گیلکی روباراَ آب بآمو دریا نانسته ببرده عالماَ دونیا نانسته اَجل وختی بآیه پیر شنو باز دیمیره آب من گوزگا نانسته --------------------------------------------------------------------------------------------------- برگردان فارسی اجل وقتی رسیده باشد ... آب رودخانه بالا آمده بی آنکه دریا بداند و عالم را آب با خود برده بی آنکه دنیا بداند اجل وقتی رسیده باشد شناگرپیر هم در آب غرق خواهد شد بی آنکه بچه قورباغه بداند

پریسا

مثال جالبیه ولی به نظر من با به میان آوردن موضوع قضاوقدر بهتر میشه قانع شد!![خنثی]

انسان

هرگز از خودتان نگویید.. بگذارید اگر صفاتی دارید از دهان دیگران شنیده شود.. "جگان کانیرل"