لطفا فریب زاویه دیدمان را نخوریم!

به معماری مساجد، معابد و کلیساها، کاخهای سلاطین، تندیسهای قهرمانان تاریخی، بتها و علیهذا ... دقت کرده اید ...

به تاثیرپذیری کاریزماتیک (فرمان‌برداری غیرعادی و استثنایی از یک فرد به خاطر تقدس بخشیدن به وی) رهبران جهانی در یک سخنرانی عمومی، دیدار مردمی دقت نموده اید؟

این پست را تقدیم می کنم به دوستانی که علاقه مندند دنیا را از زاویه دید واقعی آن به تماشا بنشینند...

 

در ابتدا نظر شما را به چند اصطلاح سینمایی جلب خواهم کرد، در ادامه راه گشای راهمان خواهد بود :

 Low Angle:

وقتی زاویه دوربین از پائین به بالا قرارگیرد، به این زاویه Low angle" " لو انگل یا زاویه دید پائین به بالا" می گویند...

 High Angle:

وقتی زاویه دوربین از بالا به پایین قرارگیرد، به این زاویه "Hi Angle" " های انگل" یا زاویه دید بالا به پائین می گویند...

Eye Level:

وقتی زاویه دوربین همسان سوژه باشد، این زاویه دوربین را "Eye level" "آی لول" یا زاویه همتراز چشم بیننده می گویند...

 زمانیکه فیلمساز بخواهد معنی خاصی را به بیننده و مخاطب خود القاء نماید می تواند، یکی از تکنیک های فوق الذکر سینمایی را استفاده نماید ...

زمانیکه یک فیلمساز (به صورت معمول) بخواهد در بزرگی و اقتدار شخصیت یا نماد موردنظر خود غلو کند آن را "Low Angle" می گیرد (یعنی از پائین به بالا) ...

زمانیکه فیلمساز ( به صورت معمول) بخواهد سوژه و کارکتر موردنظر خود را تحقیر نماید از "High Angle" استفاده می نماید و زمانیکه فیلمساز بخواهد (بصورت معمول) نگاه برابر و واقع بینانه ای نسبت به یک کاراکتر به بیننده اثر خود القاء نماید از نمای "Eye Level" استفاده می نماید ...

با توجه به تکنیک های قاب بندی فوق الذکر، القاء هرگونه احساسی توسط فیلمساز میسر گشته و این دروغ بزرگ بصورت یک قانون مکتوب در کتاب سینما مورد تائید سازندگان و مخاطبان قرار خواهد گرفت...

تکنیکی که یک فیلمساز برای تاثیرگذاری بیشتر صحنه اش از آن بهره می برد، یک تکنیک روانشناسانه و بصری است باعنوان تغییر" زاویه دید انسان" ... این انتخاب یا تغییر زاویه دید، بعضاً باعث تحریف یک پدیده گشته و استنباط ذهن مخاطب را تحت تاثیر خود قرار می دهد...

به عنوان مثال، زمانیکه فردی از بالای یک بالکن یا سکو یا منبر و در نهایت یک مکان بلندمرتبه با آدمهایی که در مقابل و پائینتر از سطح او سخن می گوید، ناخودآگاه در نتیجه زاویه دید اجباری پائین به بالای مخاطبان با ایشان، القاء برتری شخصیتی، کاریزماتیک بودن و نوعی نگرش برتری گوینده و تاثیرپذیری از ایشان، ذهنتان را فرا خواهدگرفت ... این احساس شماست که به نسبت زاویه دیدتان از آن کاراکتر تغییر خواهدکرد و این شما هستید که گوینده را تاثیرگذار و خود را تاثیر پذیر در نتیجه القاء ذهنیتان فرض خواهید نمود...

نوع معماری مساجد و معابد نیز گواه همین مطلب است ... دیوارهای بلند و سقفهای برافراشته و گنبدهای عظیم باعث ایجاد یک عمق میدان و قرارگرفتن در موضع ضعف و ناچیزی و عظمت رب موردنظر در آن معبد است ...

در زندگی روزمره انتخاب اتومیبلهایی که از سطح نشیمن گاه بالاتری (به عبارتی شاسی بلند) برخوردارند به راکب احساس برتری و به آدمهای پیرامونی حس تحت سیطره بودن را القاء می کند ...احساسی که تحت تاثیر زاویه نگاه بیننده خواهدبود که می تواند واقعی یا کاذب باشد ...

در مثال، کوه مرتفعی را فرض کنید که از دور به صورت همسان با نگاه (Eye Level) مشاهده می فرمایید... چیزی که در وهله اول قابل فرض است، حس کاذب خودباوری و اعتمادبنفس غیرواقعی صعود آسان توسط شماست... در صورتیکه با قرارگرفتن در دامنه آن کوه بلند، بشدت این تصور با تغییر زاویه دید به (Low Level) مخدوش خواهدشد...

بهترتیب زاویه دید انسان در ایجاد یک حس و تحت تاثیرگذاردن و عقل و منطق آدمی نقش موثری ایفاء خواهدکرد...

انسانهای عقل گرا بنا به واقعیت یک پدیده، نوع نگاه خود را انتخاب می کنند... نه مبهوت در جلال رومی قضایا و شخصیت غلو شده آدمها و نه در طرف مقابل موقعیتها و آدمها را - با توجه به موقعیت خود - تحقیرشده و کوچک فرض خواهند کرد...

دوستان گرامی، زاویه متفاوت دید ما باعث خطای ذهنمان در درک صحیح از یک واقعیت می شود... ممکن است با یک زاویه دید، پدیده ای را پرانتقاد و با زاویه دیدی متفاوت، همان پدیده را برجسته و صاحب کمال بیابید...

همراهان گرامی و دوستان عزیز... لطفا فریب آنهایی را که زاویه نگاه خاصی را به شما تحمیل می کنند، نخورید!

/ 6 نظر / 11 بازدید
علی فلسفی

تنها خوشبخت بودن! اما چه رنجی است لذت‌ها را تنها بردن، و چه زشت است زیبایی‌ها را تنها دیدن، و چه بدبختی‌ی آزاردهنده‌ای است، تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن، سخت‌تر از کویر است.. علی شریعتی

خاطره

باید حواسمو بیشتر جمع کنم

خزایی

با نظر خاطره موافقم[لبخند]

عباس

موضوع القاء يك برداشت از محيط اطراف همانطور كه اشاره كرديد يك موضوع كاملا جديه اين مساله حتي در شهود الهي وشيطاني در عرفان هم مطرح است كه عقل ونيروي استنباط به كمك شخص آمده وراه تميز دادن را به او مينماياند.نتيجه ميگيرم كه انسان جداي از شهود خود هميشه بايد از عقلانيت وقواي تحليل در برخورد با مشاهدات خود استفاده كند

پرنده مهاجر 2

مدتی پیش من در نشریه دانشگاهمون یه مطلب انتقادی به اوضاع نابه سامان دانشگاه نوشتم، و بالاخره با هر بدبختی بود اجازه چاپشو گرفتیم بعد از چاپ یکی از اساتیدم به من گفت که نباید چنین مطلبی رو می نوشتم به نظر استادم زیادی ایراد گرفته بودم، استادم میگفت چرا وضع خودتونو با مناطق محروم مقایسه نمی کنید ولی من معتقد بودم آدم برای اینکه به رشد و پیشرفت برسه باید خودشو با بالاتر از خودش مقایسه کنه نه پایینتر، من تو مطلبم به حداقل چیزهایی که حقمون بود ولی نداشتیم اشاره کردم، این به نظر دانشجویان نکته سنجی بود ولی به نظر استادم ایرادگیری بود، من با تمام احترامی که برای استادم قائل بودم و هستم هیچ وقت حرفش رو نتونستم بپذیرم. در آخر هم نفهمیدم حق با چه کسی بود... اما همین مطلب نتیجه داد و اکثر مواردی که من در اون مطلب ذکر کردم تا حدود یک سال بعدش حل شد و بالاخره امکانات ماهم در دانشگاه بیشتر شد... این مطلب شما منو یاد اون روزا انداخت، تفاوت زاویه دید دانشجو و استاد، اما اینکه کدوم واقع بین تر بودند رو نمیدونم...