روی خط زندگی
دلنوشته ها، خاطرات و تجربیات یک زندگی در حال انجام

یک سوال سیاسی

دیروز همایونی – جناب امیر - سوالی فرمودند، که سخت در جوابش اندر گل ماندم و جوابی جز من و من تحویل ایشان ندادم... راستی من و بن بست ادبیاتی؟ ( حمل برخودستایی نباشد البته!) ... ولی شد دیگر و آخر سر نیز جوابی در خور لیاقت ایشان به حضرتشان واصل نفرمودیم...

ایشان مشغول فعالیتهای شب مره اشان! سرگرم جست و خیز و بپر بپر برروی تشکهای بخت برگشته مبل های نیمه جان نشیمنگاهمان بودند و آنسوی منزل، تلویزیون در حال پخش اخبار پرتوافکنانه ساعت 24 شبکه پایتخت، در حال گفت و گفت و کنترات تنویراذهان عمومی منزلمان در سر و هاون می کوبیدند...

در خلال یکی از خبرهای واصله به گوش حضرت ایشان - احتمالاً مربوط به اخبار هسته ای و 1+5 ... با مضمون : ایران حاضر شده است در ازای برداشتن تحریم های غیرقانونی غرب، اورانیوم غنی شده خود را مرحله به مرحله رقیق نماید، که اجرای مفاد قراداد ژنو یکی از موفقیتهای سیاسی دولت فعلی کشورمان محسوب خواهدشد...

ناگاه امیرپارساجان با بی تفاوتی و بدون هیچ مقدمه و موخره ای فرمودند:

باباعلی! سیاسی یعنی چی؟...

گفتم : چی گفتی باباجون! یکبار دیگه بگو...

با صدایی ضعیف تر سوال خود را تکرار کرد...

  • میگم سیاسی یعنی چی؟

جالب است بدانید، در حالی طرح مسئله می فرمودند که پای ایشان، در شکاف تشک مبل گیر کرده بود و مشغول بیرون کشیدن انگشت احتمالاً شصته مبارکشان زور می زدند... بدون اینکه به بنده و یا حتی تلویزیون نیز نگاه کنند...

کمی من و من کردم ... راستش چیزی به ذهنم نرسید ...

گفتم : سیاسی یعنی ... سیاسی ... سیاسی یعنی!! ... خدمتت بگم ... خدمتت عارض مندم ... معروضم ... مف .. م ..

نشد که نشد ... دریغ از یک کلمه!...

آخه چه جور برای یک بچه دو و نیم ساله می شود، معنای واژگان سیاست و کیاست و ریاست و سیاسیزاسیون و سیاسیزکشن و سیاسیمن و سیا و سفید و خاکستری و سیاه متمایل به میله های راه راه! و اینجور مفاهیم عمیقی چون تبلور اراده ملی و حقوق حقه ملت و غیرو را توضیح داد...

من تنها مصداق سازی فرهنگی که توانستم برای ایشان انجام دهم - البته برای رفع بدآموزی بازیهای کامپیوتری ایشان - به هرجنبده ای که توسط حضرت آقا در محیط مجازی گیم، کشته می شوند، شیطان اطلاق کردم... تا یک بار دینی- فرهنگی در ازای کشتن مار و سوسمار و وزغ و هواپیما و تانک و آدم و آدمکهای این محیط پرتنش القاء نمایم... تا مورد انتقاد جهت ایجاد بستر خشونت برای کودکان خردسالم قرارنگیرم...

حالا شما اگر جای من بودید، طوریکه که حضرت ایشان مجاب به فهم معنی با ذهن کودکانه شان شوند، در تعریف واژه "سیاسی" یا "سیاست" - فی البداهه البته - در جواب ایشان، چه می فرمودید؟ ... شاید ما هم یادبگیریم دفعه بعد جلوی زن و زندگی خجل و بجای سرافکنده ، سربرافشته برطاق مشغول تلاوت سوت بلبلی نگردیم ...

   + علی اصغر فاریابی ; ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٧
comment نظرات ()
علی اصغر فاریابی
نویسنده و کارگردان تلویزیون در عرصه مستند و فیلم کوتاه متولد 1360 از شهرقم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :