روی خط زندگی
دلنوشته ها، خاطرات و تجربیات یک زندگی در حال انجام

یا همه یا هیچ کس!

در پست قبل از تاثیرات فرهنگی و کدهای ارسالی بازیهای کامپیوتری براحوال فرهنگی کودکان و متعاقب آن جامعه مان گفتم و حال از تاثیر فرهنگی یک بازی فیزیکی – که یکی از ده ها نمونه حاوی پیام از نگرش ما به تعیین استراتژی در سبک زندگیمان است - جلب می کنم ...

اگر خاطرتان باشد یک بازی که از قدیم الایام در مهدکودکها و مدارس و برنامه های تلویزیونی ما بسیار مرسوم بوده و همچنان انجام می شود، "صندلی بازی" است ...

 

در "صندلی بازی " عده ای دور تعداد محدودی صندلی می دوند و می چرخند تا به یکباره با قطع موزیک، هر کودک بایستی نزدیک ترین صندلی را از آن خودکرده و برروی آن بنشیند... آنهایی که ایستاده باشند، بازنده و برندگان آنهایی هستند که نشسته اند!... این قانون تا پایان مسابقه همچنان ادامه دارد تا یکنفر پیروز نهایی گردد ...

کودکان ما در این بازی یاد می گیرند، گوی سبقت را بایستی از دیگران ربود... آن کسی پیروز است که بتواند صندلی بخت را سریعتر از آن خود کند و رقبا را به هرطریق از میدان به در کند ...

با کمی تامل در مورد این بازی خواهیم دریافت که "صندلی بازی" یک استراتژی فرهنگی رایج در انتخاب سبک زندگی ما ایرانیان است... یک استراتژی پیروزی فردی در فرهنگ ما جهان سومی ها ...

با ادامه این رقابت ... بدین طریق همچنان تعداد صندلی ها، نسبت تعداد شرکت کنندگان کم و کمتر می شد تا در نهایت دو نفر برسر تصاحب یک صندلی! با یکدیگر رقابت کرده و در نهایت کسی بازنده است که تنها صندلی را از دست داده و رقیبش زودتر از او جای خالی را اشغال می کند!... با اتمام بازی هیجان به اوج خود می رسد ... همه برای فرد پیروز کف می زنند و از وی تقدیر می نمایند و تحسینش می کنند...

کودک ما از ابتدا در این محیط فرهنگی مسموم یاد خواهدگرفت: اگر می خواهی در جامعه زندگی کنی، بایستی مترصد نشستن برروی یک جای خالی باشی و رقبایت را از میادین مختلف به در کنی ... – و مضاف بر این خیلی ها نیز در انجام این رقابت یاد خواهند گرفت تابرای پیروزی بایستی دست به تقلب و کلک نیز بزنند... هل بدهند ، کند و تند کنند تا ضعیفتر از خود را مغلوب نمایند - این رقابت در دنیای واقعی ما می تواند بدنام کردن یک نامزد انتخاباتی برای احراز یک پست دولتی باشد ... بالابردن برندینگ شرکت تجاری باشد یا حتی به نوعی موفقیت در کنکور  ... استخدام در یک اداره، تعالی پستی در یک موقعیت شغلییا هرچیز دیگر ... هرچه هست بایستی زودتر از دیگری بنشینی تا کامروا شوی! ... و این قانون موفقیت در کشورهای جهان سومی نظیر ماست ...

حال نظرتان را جلب می کنم به بازی صندلی بازی به سبک ژاپنی...

ژاپنی ها هم همین بازی را در مناسبتهای مختلف انجام می دهند ... در مهد کودکها و مدارس ... همه چیزش در ظاهر با بازی ما یکی است... تنها یک فرق دارد ... و آن نتیجه اش است ...

در بازی "صندلی بازی" به سبک ما ایرانیها... -همانطور که عرض کردم- تعداد محدودی صندلی است و تعداد زیادتری شرکت کننده... هرچه بازی به جلو می رود از تعداد شرکت کنندگان و صندلی ها - به نسبت مشخصی- کاسته می شود و در پایان یک نفر پیروز است ... اما در بازی "صندلی بازی" به سبک ژاپنی ها همان تعداد محدود صندلی و شرکت کننده وجود دارد با یک فرق ... اگر موسیقی قطع شود و کسی همچنان جاپیدا نکرده باشد، کل گروه بازنده اعلام خواهدشد! ... به این ترتیب هرچه بازی به پیش می رود با تعداد کمتر صندلی ها شرایط بازی سخت تر می شود و بایستی کودکان خلاقیت بیشتری در جادادن یکدیگر برروی صندلی ها از خود به خرج دهند ... به جای آنکه دیگری را به سبک ما حذف کنند برعکس بایستی به فکر جا دادن آنهایی باشند که قدرت کمتری در تصاحب نقاط نزدیکتر به صندلی ها دارند! ... اینجاست که فرد نشسته بر روی صندلی بایستی یا کودک دیگر را در کنار خود یا برروی پاهای خود جای دهد و دیگری روی پای بعد و بعدی و ... جالب است بدانید که این اتفاق بایستی در یک لحظه با قطع موسیقی بیفتد تا افراد بتوانند به رسیدن به مرحله بعد موفق شوند ...

بله ... این یک رقابت گروهی به سبک ژاپنی هاست ... یا همه پیروزند یا هیچکدام... اتفاقاً میزان خلاقیت کودکان باعث ایجاد اتفاقات جالب در زمان اجرای موزیک و شکلهای جالب توجهی در زمان قطع موزیک می شود... برخی کودکان بعنوان مثال هفت، هشت ساله کودکان سه،چهارساله را زیربغل می زنند و می دوند ... عده ای کودکان کوچکتر را هل می دهند و به جلورفتن ترغیب می کنند و در زمان قطع موزیک سریعا بعنوان مثال سی کودک را به گونه ای برروی ده صندلی به عنوان مثال می یابید، که شکل زیبایی را مثلاً یک گل (که بارها در فستیوالهای چشم بادامی ها دیده اید ) ایجاد کرده اند...

علیرغم ما که نفر پیروز شادمان از شکست دیگران است، در این رقابت همه پیروزند و در این جشن، شادمانی را بایکدیگر تقسیم کرده و شریک اند ... این فرق نگرش گروه محور و کار تیمی آنها و فرهنگ فردگرایی و اصالت فردی ماست ...

در این سبک زندگی و در این جوامع یا همه پیروزند یا همه بازنده ... این قانون بازی در گروههای موفق جهان است ...

   + علی اصغر فاریابی ; ٦:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢۱
comment نظرات ()
علی اصغر فاریابی
نویسنده و کارگردان تلویزیون در عرصه مستند و فیلم کوتاه متولد 1360 از شهرقم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :