روی خط زندگی
دلنوشته ها، خاطرات و تجربیات یک زندگی در حال انجام

راز تصاویر سه بعدی!

قدیم ترها تصاویری وجود داشت که آنها را به عنوان تصاویر سه بعدی می شناختیم... اگر خاطرتان باشد آن تصاویر که به این عنوان لقب گرفته بود، با این تکنولوژی سه بعدی مانیتورها و دوربین های فیلم برداری امروزی کاملاً متفاوت بود...

تصاویر سه بعدی حاوی یک کاغذ و یک تصویر به ظاهر مغشوش است که باید در آنها تمرکز می کردید و لحظه ای آن تصویر را با کمک تمرکز چشم و ذهنتان از حالت مبهم به حالت مشخص و واضح تبدیل می کردید و میزان توجه و تمرکز بیننده بود که قوام تصویر را در ذهن و چشم او برای وضوح بهتر و زمان بیشتر مشاهده اش ممکن می نمود...

 

اگر خاطرتان باشد لذت کشف تصاویر سه بعدی در آن صفحه به ظاهر بیهوده و مشوش، انسان را مجبور می کرد که مدتهای زیادی را صرف ابتدا دیدن طرح نماید و بعد تمرکز او باعث پایداری تصویر سه بعدی کنده شده از روی کاغذ در فضای جلوی دیدگان بیننده می شود... در آن زمان اگر کسی مثلا با شما حرف می زد، شما بدون هیچ درنگی بدون آنکه چشمانتان از صفحه برداشته شود او را از خود دور می کردید و یا تمام صداهای معمولی مثل رادیو یا تلویزیون یا هرچیز دیگری که - در حالت عادی مشکلی با آنها نداشتید – مخل زندگیتان می دانستید و در صدد حذف آنها بر می آمدید، تا لذت دیدن تصویر سه بعدی را از دست ندهید...

 

چند سوال:

چرا معروف است که برای فلان عارف، فریضه غیرواجبی مثل نمازشب واجب است، ولی برای دیگران و توده عام و حتی برخی خواص مستحب است؟

چرا عرفا امور دنیوی پست روزمره را رها می کنند و توجهی به ظواهر و نمادهای تجدد و فریبنده زمان نمی کنند؟

خیلی از اموراتی که ما در روزمره انجام می دهیم مشکلی ندارد و گناه محسوب نمی شود... چرا فاضلان و عرفا آنها را انجام نمی دهند؟

 

حرف این است:

در نگاه یک عارف... اویی که چشمانش پس از یک ممارست و تمرین و ریاضت آشنا به دیدن چیزی شده است که ما از دیدن آن محرومیم، هرگز خود را به کارهایی که اصولا نه تنها برای ما گناه تلقی نمی شود، مشغول نمی کند... بلکه از اموری که او را تنها ممکن است از جلوه جلال و شکوه و پر راز تصاویر و مفاهیمی که در حال تلذی است، بازدارد امتناع می ورزد...

به عبارتی همیشه برای من سوال بود، که چرا برای یک عارف و یا کسی که به شهود رسیده است برخی کارهایی که ما از انجام دادنش منع نشده ایم، بازداشته شده و یا اموری که برای انسانهای دیگر مستحب است، برای وی واجب است ... جوابش را در راز تصاویر سه بعدی یافتم... اوست که اگر لحظه ای حواسش به دنیای مادی منحرف شود، از دیدن آنچه که ذات مواد و باطن دنیوی اجسام و روح زیبای هستی نام دارد، باز می ماند... و این امر خودداری، اصولا بصورت طبیعی توسط آنان اعمال می شود و نیازی به دستور شرع و مجازات و پاداش های وعده داده شده الهی که برای ما معنا دارد، ندارد...

به عبارتی دیگر مکروه و مستحب من و شما برای یک عارف حرام و واجب اوست... او دیگر نمی تواند مانند ما ساعتها وقتش را را به امورات عبث و بیهوده اختصاص دهد... که اگر چنین شود عارف از تداوم دیدنش باز می ماند و از لذت دیدن آنچه که او می بیند و ما از آن بی بهره هستیم محروم می ماند...

مکروه و مستحب من و تو، حرام و واجب اوست! این راز دیدن تصاویر سه بعدی است...

   + علی اصغر فاریابی ; ٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱٢
comment نظرات ()
علی اصغر فاریابی
نویسنده و کارگردان تلویزیون در عرصه مستند و فیلم کوتاه متولد 1360 از شهرقم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :