روی خط زندگی
دلنوشته ها، خاطرات و تجربیات یک زندگی در حال انجام

من یک پادشاهم ...

قصه سوم از وسط

یادم می آید وقتی می خواستیم اسم پسرم را انتخاب کنیم خیلی وسواس بخرج دادیم... در نهایت "امیرپارسا" را انتخاب کردیم... یک تابلویی برای فلسفه اسمش ساختم و جملاتی را برای توضیح انتخاب چنین اسمی برروی شیشه بزرگی حک کردم – بقولی سندپلاست کردم – تمام میهمانان جشن تولد در روز اول بدنیا آمدنش برروی آن امضاء و یادگاری نوشتند وهمینک هم این تابلوی زیبا در اتاقش نصب شده است ...

 

 

برروی این تابلو نوشته شده است:

 

پسرم!

در این سال، ماه، روز، ساعت و لحظه ای که چشم گشودی بر این دنیای پرنور و رنگ وظیفه بودنت آغاز خواهد شد...

آغازی که آغازش شاید از اراده تو نبود ولی تداومش به اراده خداوند و تو مربوط می شود...

بدان که آمران در این دنیا چه بسیارند ولی رهبران تقوا پیشه اندک

 

 

از این جهت نام تو را

 

 

امیرپارسا

 

 

گذاردیم

تا از کنار تو بودن همگان خشنود شوند

 

به این جهت این نقش بر شیشه ای حک شد تا بدانی چه میزان این لوح شکستنی است

   + علی اصغر فاریابی ; ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٥
comment نظرات ()
علی اصغر فاریابی
نویسنده و کارگردان تلویزیون در عرصه مستند و فیلم کوتاه متولد 1360 از شهرقم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :