روی خط زندگی
دلنوشته ها، خاطرات و تجربیات یک زندگی در حال انجام

یک روز

بهمین سادگی سالی که جزئی از آن بودیم، "پارسال" و سالی که انتظارش را می کشیدیم "امسال" شد...

و خشنودیم از گذشت "این"ی که هم اکنون "آن" شده است و آمدن "آن"ی که هم اکنون "این" شده است...

بهمین سادگی انسان می گذرد، فراموش می کند ... چرا که ذات آدمی "فراموش کار" است...

دست می زند و هلهله می کند وشادمان... از هر تغییری استقبال و با هرهیجانی هوای انقلاب...

خود را "نخود آش" هر انقلابی خواهدکرد... "آشوب زده"ای که تنها کار مردمانش "دویدن" است ... در امتداد یک خیابان بلند...

می دود، بدون آنکه فلسفه دویدنش را بداند... از مقصدش آگاه و از هدفش مطلع باشد...  تنها "می گذراند" تا گذشته باشد... تا رفته باشد... بدون هیچ دلیلی، بدون ترسیم هیچ افقی...

تنها به یکدیگر تبریک می گویند... می بوسند و تف کاری می کنند گونه های همدیگر را...

اگر از ایشان بپرسی که "ای فلانی! چه شده است که این همه شادمانی... راستی این همه سرورت از آمدن "آینده" است یا از گذشتن "گذشته" ات؟...

می ماند در جواب... گنگ می شود در پاسخ... همچون "نوروز"های گذشته اش ... همچون "نوروز" های آینده اش...

   + علی اصغر فاریابی ; ٢:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢
comment نظرات ()
علی اصغر فاریابی
نویسنده و کارگردان تلویزیون در عرصه مستند و فیلم کوتاه متولد 1360 از شهرقم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :