روی خط زندگی
دلنوشته ها، خاطرات و تجربیات یک زندگی در حال انجام

!Only for today

پشت یک تاکسی درون شهری، عبارت بالا نوشته شده بود "فقط برای امروز"...

حالا نمی دانم این ترکیب کنایی محلی در ادبیات فرنگی های محترم دارد! یا تنها این کلمات زاییده ذهنی، با معانی کلمات تحت اللفظی موردنظر جناب آقای راننده تاکسی بوده است ...

هرچه باشد ظاهراً از این جمله تنها همین معنا استنباط می شود ... " فقظ برای امروز"

کمی تامل کردم ... به یاد چند بیت از اشعار شاعران پارسی گوی افتادم :

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم    وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

(از خیام)

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم     شاید ای جان نرسیدیم به فردای دیگر

(عماد خراسانی)

و دیگر اشعار مشابه که مخاطب عام را در ظاهر به بی تفاوتی به آینده و غنیمت شمردن روز جاری و حال فعلی آنان ترغیب نموده و آینده نگری و آماده سازی برای روزها و ماهها و سالهای بعد، محل کمی از اعراب را در خود جای داده است ...

بدین ترتیب با یک واکاوی! به این نتیجه رسیدم، صحبتهای مندرج جناب راننده تاکسی، تنها یک اظهارنظر شخصی و بی بوته نبوده است، بلکه یک ریشه فرهنگی و اعتقادی در پس آن کلمات نهفته است ...

ایشان قطعاً از این مسئله بی اطلاع خواهند بود، که فرهنگ جاری در نوع عملکرد انسانهای بزرگ و موفق، دانشمندان و حکمای بنام هرگز مبتنی بر غنیمت شمردن دم و بی تفاوتی به آینده و عدم برنامه ریزی "روز بعد از آن فعلیشان" نبوده است...

 

حضرت محمد(ص) می فرمایند:

برای دنیا چنان کن که انگار همیشه زنده ای و برای آخرت چنان کن که روزی دیگر در خواهی گذشت...

 

در فرهنگ ما جملاتی که با حسن مطلع ... کو ! تا! .. بسیار کاربرد دارد ...

می گویی : درسهایت را خوانده ای؟ می گوید : ای بابا! کوتا امتحانات، یک کاری می کنم ....

می گویی : چکهایت ، قسطهایت و تعهدات مالی و کاری وتجاری ات ... و باز همین را تحویل گوینده می دهد ...

کی مرده! کی زنده! ... نیز از همین دست عبارات است...

این تفکری است مبتنی بر یک زندگی بدون برنامه ، بی جهت، روزمره و قاعدتاً بی نتیجه و علی السویه ... سبک زندگی که بسیار در اطرافمان مصداق خارجی دارد... همه چیز در زمان حال خلاصه می شود و بس ...

بدین ترتیب راننده محترم تاکسی شاید هرگز نداند حرفه شریف مورداشتغالش نیز در نتیجه همین تفکر ایجاد شده است ... شغلی شریف اما حرفه ای که تنها در همان روز جریان دارد و بس!.. یک روزی روزانه و بدون آتیه ... بدون هیچ تضمینی ...

او شاید هرگز نداند، اگر فردایی دیگر پای فشردن کلاچ و ترمز و گاز را نداشته باشد، چوب تفکر روزمرگی و عدم برنامه ریزی و آینده نگری خود را خواهد خورد...

آنچه از ذهنش می تراود، همانی است که بر آن سوار است ... راننده ای که تنها در همان روز زندگی می کند ... با مردمان و مسافران و کرایه های همان روز... در یک روزمرگی صرف ... همین و بس...

 only For today ...یک عبارت شاید باکلاس لاتین ...اما یک تحجر فرهنگی ... عبارتی که یکی از رموز عقب ماندگی مردمان کشورهای جهان سومی است ... یک زندگی بی برنامه و بی ثمر ... انسانی که تنها دغدغه نان دارد .. دغدغه روز جاری ... همین و بس ...

راستی القاء چنین مفاهیمی آبشخور کدام جریان فکری تاریخی و فرهنگی است؟ چه کسانی از این رخوت و بی برنامه گی و سردرگمی سود می برده و خواهند برد؟

   + علی اصغر فاریابی ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢٠
comment نظرات ()
علی اصغر فاریابی
نویسنده و کارگردان تلویزیون در عرصه مستند و فیلم کوتاه متولد 1360 از شهرقم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :